<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title>اولین تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر - تمام انجمن ها</title>
		<link>http://forum1.congress60.org/</link>
		<description>اولین تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر - http://forum1.congress60.org</description>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 08:53:29 -0500</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title>معرفی آثار مفید در مورد سلامتی</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4222</link>
			<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 07:04:44 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4222</guid>
			<description><![CDATA[با سلام

پیشاپیش سال نو را تبریک عرض نموده و امیدواریم, قدر سلامتی خود را بدانید و آرزوی میکنیم همۀ بیماران از نعمت سلامتی بهره مند شوند.

سعی ما بر این است تا کتاب‌ها و محصولات مفیدی را که برای ارتقاء سطح سلامت جامعه می‌تواند مفید باشد, به عموم مردم معرفی کنیم و در این راه نیازمند راهنمایی شما دوستان عزیز بوده و خواهشمندیم در این خصوص کتب و آثار مفیدی را که می شناسید, معرفی نمایید.

برخی از کتبی که در این عرضه شده به شرح زیر است:

کتاب دایرة‌المعارف گياه‌درمانی ایران-تألیف احمد حاجی شریفی (عطار اصفهانی)

در این کتاب 14 11 صفحه‌ای آناتومی هر یک از اعضای بدن انسان, دلایل ابتلاء به بیماریهای مختلف وعلائم تشخیصی بیماریهای مربوط به هر عضو از نظر طب سنتی و پزشکی نوین بیان شده و نسخه های متعددی برای درمان هر یک به همراه تصاویر رنگی از داروهای گیاهی ارایه شده


کتاب اسرار گیاهان دارویی (راهنمای شناخت و کاربرد گیاهان طبی و درمان بیماریهای مختلف - تألیف احمد حاجی شریفی(عطار اصفهانی)

این کتاب 960 صفحه‌ای که برای نگارش آن از 192 کتاب و حاصل چهل و پنج سال تحقیقات و تجربیات فردی استفاده شده حاوی:

*فهرست الفبایی و اسامی مختلف هر گیاه
* تصویر و مشخصات خانوادگی و ظاهری
* مناطقی که در آنجا کشت میشوند
* بیان طبع و ترکیبات شیمیایی و ویتامین های موجود در اکثر آنها
* بخش اصلی توضیحات هر گیاه به بیان خواص درمانی آنها با ذکر مقدار و نحوۀ مصرف, اختصاص داده شده است.


کتاب نسخۀ شفا : گل و گیاه - تألیف دکتر صفدر صانعی

این اثر 447 صفحه ای حاوی مطالبی در مورد مزاج ها, تقویت کننده ها, فشار خون, سکته, صرع, امراض چشم, گوش, بینی, بیماریهای دندان, زبان, معده, ریه, مثانه, قند, بیماریهای پوستی, مو, عرق بدن, لاغری, درمان گیاهی بیماریها و بررسی داروهای گیاهی از نظر علمی است.


کتاب‌های مهندس جمشید خدادادی:

پانزده روز تا سلامتي (بازخواني آيات مربوط به تغذيه‌ي انسان در قرآن كريم)

ارمغان تندرستي (آشنايي با غذاهاي گياهي، حيواني، دريايي و نكتار ميوه‌جات و سبزي‌جات)

کلید ورود به طب قدیم

و سی دی های صوتی و تصویری سلسله مباحث آموزشی تغذیه و طب قرآنی یا " 15 روز تا سلامتی" مهندس جمشید خدادادی و ...

برای کسب اطلاعات بیشتر لطفاً به سایت کتاب مدیا (ketabmedia.com) مراجعه نمایید.

[مشاهده لینکها فقط برای اعضا]

با تشکر از توجه شما]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام

پیشاپیش سال نو را تبریک عرض نموده و امیدواریم, قدر سلامتی خود را بدانید و آرزوی میکنیم همۀ بیماران از نعمت سلامتی بهره مند شوند.

سعی ما بر این است تا کتاب‌ها و محصولات مفیدی را که برای ارتقاء سطح سلامت جامعه می‌تواند مفید باشد, به عموم مردم معرفی کنیم و در این راه نیازمند راهنمایی شما دوستان عزیز بوده و خواهشمندیم در این خصوص کتب و آثار مفیدی را که می شناسید, معرفی نمایید.

برخی از کتبی که در این عرضه شده به شرح زیر است:

کتاب دایرة‌المعارف گياه‌درمانی ایران-تألیف احمد حاجی شریفی (عطار اصفهانی)

در این کتاب 14 11 صفحه‌ای آناتومی هر یک از اعضای بدن انسان, دلایل ابتلاء به بیماریهای مختلف وعلائم تشخیصی بیماریهای مربوط به هر عضو از نظر طب سنتی و پزشکی نوین بیان شده و نسخه های متعددی برای درمان هر یک به همراه تصاویر رنگی از داروهای گیاهی ارایه شده


کتاب اسرار گیاهان دارویی (راهنمای شناخت و کاربرد گیاهان طبی و درمان بیماریهای مختلف - تألیف احمد حاجی شریفی(عطار اصفهانی)

این کتاب 960 صفحه‌ای که برای نگارش آن از 192 کتاب و حاصل چهل و پنج سال تحقیقات و تجربیات فردی استفاده شده حاوی:

*فهرست الفبایی و اسامی مختلف هر گیاه
* تصویر و مشخصات خانوادگی و ظاهری
* مناطقی که در آنجا کشت میشوند
* بیان طبع و ترکیبات شیمیایی و ویتامین های موجود در اکثر آنها
* بخش اصلی توضیحات هر گیاه به بیان خواص درمانی آنها با ذکر مقدار و نحوۀ مصرف, اختصاص داده شده است.


کتاب نسخۀ شفا : گل و گیاه - تألیف دکتر صفدر صانعی

این اثر 447 صفحه ای حاوی مطالبی در مورد مزاج ها, تقویت کننده ها, فشار خون, سکته, صرع, امراض چشم, گوش, بینی, بیماریهای دندان, زبان, معده, ریه, مثانه, قند, بیماریهای پوستی, مو, عرق بدن, لاغری, درمان گیاهی بیماریها و بررسی داروهای گیاهی از نظر علمی است.


کتاب‌های مهندس جمشید خدادادی:

پانزده روز تا سلامتي (بازخواني آيات مربوط به تغذيه‌ي انسان در قرآن كريم)

ارمغان تندرستي (آشنايي با غذاهاي گياهي، حيواني، دريايي و نكتار ميوه‌جات و سبزي‌جات)

کلید ورود به طب قدیم

و سی دی های صوتی و تصویری سلسله مباحث آموزشی تغذیه و طب قرآنی یا " 15 روز تا سلامتی" مهندس جمشید خدادادی و ...

برای کسب اطلاعات بیشتر لطفاً به سایت کتاب مدیا (ketabmedia.com) مراجعه نمایید.

[مشاهده لینکها فقط برای اعضا]

با تشکر از توجه شما]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>دعای تحویل!!!</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4221</link>
			<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 06:32:21 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4221</guid>
			<description><![CDATA[با درود و شاد باش به همه ی عزیزان . . . hello[1] 

سال جدید ( 1389 خورشیدی ) نزدیکه و تیک تیک ساعت، پایان یه سال دیگه رو خبر می ده . . . ouch[1]

تو سالی که گذشت چقدر تو زیبایی دنیا تاثیر گذار بودم ؟؟؟ چقدر بذر محبت کاشتم ؟؟؟ چقدر دست خدمت دراز کردم ؟؟؟ و . . . . چقدر تو بانک الهی سرمایه گذاری کردم ؟؟؟ !!! ... coonfused[1]

بگذریم . . . yipi[1]

می خوام مثل دعای کنگره که دست تو دست هم، کل کائنات رو به حرکت وادار می کنیم که: خداوندا تاریکی ها را تجربه کردیم، ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا بفرمان عقل نزدیک شویم . . . love[1]

اینجا هم، تو همین فضای مجازی با هم یه دل شیم و دست نیاز به سوی حضرت بی نیاز دراز کنیم و برای همه  عزیزان دعا کنیم . . . loveit[1]



خداوندا . . .

در اين سالي كه در پيش است نمي‌دانم چه تقديري مرا فرموده‌اي
ليكن در آغاز طلوع روشن سالي كه مي آيد . . .

مرا در اين سيه سودا، وين سرماي پر سوز و سكوت سايه‌هاي سرد ياري كن . . .

و با تدبير پر مهرت سحرگاهان سروش  سعادت ساز ساقي هديه‌ام فرما . . . 


خداوندا . . . 

نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ....... اما

براي مردمان خوب اين وادي

عطا فرما

هزار اميد

هزار و سيصد آگاهي

هزار و سيصد و هشتاد بهروزي

هزار و سيصد و هشتاد و نه لبخند زيبا را
.
.
.
.

سلام ...flower[1]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با درود و شاد باش به همه ی عزیزان . . . hello[1] 

سال جدید ( 1389 خورشیدی ) نزدیکه و تیک تیک ساعت، پایان یه سال دیگه رو خبر می ده . . . ouch[1]

تو سالی که گذشت چقدر تو زیبایی دنیا تاثیر گذار بودم ؟؟؟ چقدر بذر محبت کاشتم ؟؟؟ چقدر دست خدمت دراز کردم ؟؟؟ و . . . . چقدر تو بانک الهی سرمایه گذاری کردم ؟؟؟ !!! ... coonfused[1]

بگذریم . . . yipi[1]

می خوام مثل دعای کنگره که دست تو دست هم، کل کائنات رو به حرکت وادار می کنیم که: خداوندا تاریکی ها را تجربه کردیم، ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا بفرمان عقل نزدیک شویم . . . love[1]

اینجا هم، تو همین فضای مجازی با هم یه دل شیم و دست نیاز به سوی حضرت بی نیاز دراز کنیم و برای همه  عزیزان دعا کنیم . . . loveit[1]



خداوندا . . .

در اين سالي كه در پيش است نمي‌دانم چه تقديري مرا فرموده‌اي
ليكن در آغاز طلوع روشن سالي كه مي آيد . . .

مرا در اين سيه سودا، وين سرماي پر سوز و سكوت سايه‌هاي سرد ياري كن . . .

و با تدبير پر مهرت سحرگاهان سروش  سعادت ساز ساقي هديه‌ام فرما . . . 


خداوندا . . . 

نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ....... اما

براي مردمان خوب اين وادي

عطا فرما

هزار اميد

هزار و سيصد آگاهي

هزار و سيصد و هشتاد بهروزي

هزار و سيصد و هشتاد و نه لبخند زيبا را
.
.
.
.

سلام ...flower[1]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>باورهای غلط!!</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4218</link>
			<pubDate>Wed, 17 Mar 2010 23:50:05 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4218</guid>
			<description><![CDATA[فکر می‌کنید تمام واقعیت‌ها را درباره تناسب اندام می‌دانید. ممکن است تعجب کنید که بفهمید بسیاری از آنها در صورتی که به نظر صحیح می‌رسند، درواقع اشتباه‌های متداول هستند. 


افتادن در دام بسیار ساده است: 
یکی از همراهان ورزشی شما نکته‌ای درباره تمرینات بدنی می‌گوید و شما آن را برای چند نفر دیگر که می‌شناسید، بازگو می‌کنید. یک روز وقتی شما در باشگاه مشغول تمرین هستید، دوباره ‌آن را از دهان فرد دیگری می‌شنوید و مطمئن می‌شوید که قضیه صحت دارد.

اما متخصصان می‌گویند که در دنیای تناسب اندام، باورهای غلط بسیاری وجود دارد که ممکن است مانعی بر سر راه ورزش کردن باشند. بعضی از این باورها مضر نیستند اما خیلی‌های دیگر می‌توانند مضر باشند. آنها می‌توانند باعث شوند که تمرینات ورزشی خنثی شوند و به نتیجه‌ای که هدف کار است نرسند و یا حتی ممکن است به ایجاد بعضی از آسیب‌های ورزشی منجر شوند.

علت اینکه این باورها جان می‌گیرند، این است که عکس‌العمل بدن هر یک از ما نسبت به حرکات ورزشی تا حدودی متفاوت است. به همین دلیل کاری که برای یک نفر مناسب است، ممکن است برای نفر دیگر مناسب نباشد.

در این وضعیت گاهی شما مجبورید ورزش‌های مناسب برای خودتان را پیدا کنید؛ حرکاتی که به درد شرایط شما می‌خورد.

به گفته متخصصان، بعضی از این باورهای غلط درباره تناسب اندام باید کنار گذاشته شود. هر چه سریع‌تر این کار انجام شود، بهتر است.

برای پیدا کردن راه سالم‌تر، متناسب‌تر با سلامت و لذت‌بخش‌تر، بعضی از این باورها را با هم مرور می‌کنیم:
1- دویدن روی تردمیل در مقایسه با دویدن روی آسفالت یا پیاده‌روی، فشار کمتری بر زانو وارد می‌کند.

دویدن، یکی از حرکات ورزشی فوق‌العاده است اما ممکن است زانو را تحت فشار قرار دهد چون نیروی وزن بدن شما است که به مفاصل فشار وارد می‌کند و این نیرو ثابت است. فرقی نمی‌کند که شما روی تردمیل بدوید یا روی آسفالت و پیاده‌رو.

بهترین روش برای کاهش فشار بر زانو این است که شما ورزش‌های متنوعی انجام بدهید. اگر شما دویدن را با سایر فعالیت‌های ورزشی قلبی همراه کنید (به طور مثال کار روی دوچرخه ثابت) می‌توانید فشار را روی زانو‌ها کم کنید و سال‌ها توانایی دویدن را حفظ کنید.

2- انجام دراز‌نشست یا کار با ماشین ورزش شکمی باعث می‌شود از شر چربی‌های شکم خلاص شوید.

هر ایده برآمده از رویاهای شبانه را باور نکنید.

ابزارهای دراز و نشست ممکن است به شما در تقویت عضلات قسمت میانی کمک کند و در مجموع ترکیب بهتری در اندام شما به وجود آورد. برای اینکه بتوانید عضلات شکم خود را ببینید، باید حرکاتی را انجام دهید که درصد چربی کل بدن را کاهش دهد. اگر شما موفق به انجام این کار نشوید، عضلات شکمی خود را نمی‌توانید ببینید.

اما آیا دراز و نشست و نرمش‌های شکمی می‌توانند شکم بزرگ شما را کوچک کنند. متخصصان می‌گویند خیر، شما نمی‌توانید فقط چربی قسمت‌هایی را که انتخاب می‌کنید، بسوزانید. بنابراین دراز و نشست فقط شما را به هدف کاهش وزن در آن ناحیه مورد نظر نمی‌رساند. شما برای سوزاندن چربی باید برنامه ورزشی شامل دو صورت نرمش‌های قلبی و تمرینات قدرتی را با هم ترکیب کنید. این ترکیب حرکات به کاهش چربی در تمام بدن کمک می‌کند که قسمت مورد نظر شما هم جزیی از این کل است.

3- ورزش‌های آیروبیک سوخت و ساز شما را چند ساعت پس از اتمام ورزش در سطح بالا نگه می‌دارد.
این عبارت تا حدودی درست است اما مقدار کالری مصرف شده احتمالا به آن میزانی که شما فکر می‌کنید، نیست.

متخصصان می‌گویند با اینکه سرعت سوخت و ساز شما پس از این حرکات تا حدودی افزایش می‌یابد اما این مقدار از نظر آماری واجد ارزش ویژه‌ای نیست. در حقیقت این نرمش‌ها تنها 20 کالری در روز بیش از مقدار معمول آن مصرف می‌کند.

با اینکه بعد از ورزش‌های قدرتی مقدار خیلی کمی سوخت و ساز بدن بالا می‌رود اما این مقدار هم قابل توجه نیست. بنابراین زیاده‌روی این مصرف کالری حساب نکنید.

4- ورزش یکی از فعالیت‌های عالی برای کاهش وزن است.

با اینکه ورزش برای افزایش ظرفیت تنفسی ریه‌ها، تونوسیته عضلات و حتی کمک به برطرف کردن فشارهای اضافی است اما واقعیت تعجب‌آور این است تا زمانی که شما در یک روز چند ساعت شنا نکنید، ممکن است به کاهش وزن شما کمک نکند.

چون حالت شناوری بدن شما را احاطه می‌کند، شما نمی‌توانید به همان شدتی فعالیت کنید که می‌گویند فعالیت در استخر آب گرم معادل دویدن است. به علاوه خیلی معمول است که شما زمانی که از آب بیرون می‌آیید، احساس گرسنگی زیادی ‌کنید. همین مساله ممکن است، باعث شود شما بیش از حد معمول بخورید. بنابراین حفظ رژیم غذایی برایتان سخت‌تر خواهد شد.  
.
.
.
سلام . . . flower[1]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فکر می‌کنید تمام واقعیت‌ها را درباره تناسب اندام می‌دانید. ممکن است تعجب کنید که بفهمید بسیاری از آنها در صورتی که به نظر صحیح می‌رسند، درواقع اشتباه‌های متداول هستند. 


افتادن در دام بسیار ساده است: 
یکی از همراهان ورزشی شما نکته‌ای درباره تمرینات بدنی می‌گوید و شما آن را برای چند نفر دیگر که می‌شناسید، بازگو می‌کنید. یک روز وقتی شما در باشگاه مشغول تمرین هستید، دوباره ‌آن را از دهان فرد دیگری می‌شنوید و مطمئن می‌شوید که قضیه صحت دارد.

اما متخصصان می‌گویند که در دنیای تناسب اندام، باورهای غلط بسیاری وجود دارد که ممکن است مانعی بر سر راه ورزش کردن باشند. بعضی از این باورها مضر نیستند اما خیلی‌های دیگر می‌توانند مضر باشند. آنها می‌توانند باعث شوند که تمرینات ورزشی خنثی شوند و به نتیجه‌ای که هدف کار است نرسند و یا حتی ممکن است به ایجاد بعضی از آسیب‌های ورزشی منجر شوند.

علت اینکه این باورها جان می‌گیرند، این است که عکس‌العمل بدن هر یک از ما نسبت به حرکات ورزشی تا حدودی متفاوت است. به همین دلیل کاری که برای یک نفر مناسب است، ممکن است برای نفر دیگر مناسب نباشد.

در این وضعیت گاهی شما مجبورید ورزش‌های مناسب برای خودتان را پیدا کنید؛ حرکاتی که به درد شرایط شما می‌خورد.

به گفته متخصصان، بعضی از این باورهای غلط درباره تناسب اندام باید کنار گذاشته شود. هر چه سریع‌تر این کار انجام شود، بهتر است.

برای پیدا کردن راه سالم‌تر، متناسب‌تر با سلامت و لذت‌بخش‌تر، بعضی از این باورها را با هم مرور می‌کنیم:
1- دویدن روی تردمیل در مقایسه با دویدن روی آسفالت یا پیاده‌روی، فشار کمتری بر زانو وارد می‌کند.

دویدن، یکی از حرکات ورزشی فوق‌العاده است اما ممکن است زانو را تحت فشار قرار دهد چون نیروی وزن بدن شما است که به مفاصل فشار وارد می‌کند و این نیرو ثابت است. فرقی نمی‌کند که شما روی تردمیل بدوید یا روی آسفالت و پیاده‌رو.

بهترین روش برای کاهش فشار بر زانو این است که شما ورزش‌های متنوعی انجام بدهید. اگر شما دویدن را با سایر فعالیت‌های ورزشی قلبی همراه کنید (به طور مثال کار روی دوچرخه ثابت) می‌توانید فشار را روی زانو‌ها کم کنید و سال‌ها توانایی دویدن را حفظ کنید.

2- انجام دراز‌نشست یا کار با ماشین ورزش شکمی باعث می‌شود از شر چربی‌های شکم خلاص شوید.

هر ایده برآمده از رویاهای شبانه را باور نکنید.

ابزارهای دراز و نشست ممکن است به شما در تقویت عضلات قسمت میانی کمک کند و در مجموع ترکیب بهتری در اندام شما به وجود آورد. برای اینکه بتوانید عضلات شکم خود را ببینید، باید حرکاتی را انجام دهید که درصد چربی کل بدن را کاهش دهد. اگر شما موفق به انجام این کار نشوید، عضلات شکمی خود را نمی‌توانید ببینید.

اما آیا دراز و نشست و نرمش‌های شکمی می‌توانند شکم بزرگ شما را کوچک کنند. متخصصان می‌گویند خیر، شما نمی‌توانید فقط چربی قسمت‌هایی را که انتخاب می‌کنید، بسوزانید. بنابراین دراز و نشست فقط شما را به هدف کاهش وزن در آن ناحیه مورد نظر نمی‌رساند. شما برای سوزاندن چربی باید برنامه ورزشی شامل دو صورت نرمش‌های قلبی و تمرینات قدرتی را با هم ترکیب کنید. این ترکیب حرکات به کاهش چربی در تمام بدن کمک می‌کند که قسمت مورد نظر شما هم جزیی از این کل است.

3- ورزش‌های آیروبیک سوخت و ساز شما را چند ساعت پس از اتمام ورزش در سطح بالا نگه می‌دارد.
این عبارت تا حدودی درست است اما مقدار کالری مصرف شده احتمالا به آن میزانی که شما فکر می‌کنید، نیست.

متخصصان می‌گویند با اینکه سرعت سوخت و ساز شما پس از این حرکات تا حدودی افزایش می‌یابد اما این مقدار از نظر آماری واجد ارزش ویژه‌ای نیست. در حقیقت این نرمش‌ها تنها 20 کالری در روز بیش از مقدار معمول آن مصرف می‌کند.

با اینکه بعد از ورزش‌های قدرتی مقدار خیلی کمی سوخت و ساز بدن بالا می‌رود اما این مقدار هم قابل توجه نیست. بنابراین زیاده‌روی این مصرف کالری حساب نکنید.

4- ورزش یکی از فعالیت‌های عالی برای کاهش وزن است.

با اینکه ورزش برای افزایش ظرفیت تنفسی ریه‌ها، تونوسیته عضلات و حتی کمک به برطرف کردن فشارهای اضافی است اما واقعیت تعجب‌آور این است تا زمانی که شما در یک روز چند ساعت شنا نکنید، ممکن است به کاهش وزن شما کمک نکند.

چون حالت شناوری بدن شما را احاطه می‌کند، شما نمی‌توانید به همان شدتی فعالیت کنید که می‌گویند فعالیت در استخر آب گرم معادل دویدن است. به علاوه خیلی معمول است که شما زمانی که از آب بیرون می‌آیید، احساس گرسنگی زیادی ‌کنید. همین مساله ممکن است، باعث شود شما بیش از حد معمول بخورید. بنابراین حفظ رژیم غذایی برایتان سخت‌تر خواهد شد.  
.
.
.
سلام . . . flower[1]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>لطفا مشارکت کنید</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4216</link>
			<pubDate>Wed, 17 Mar 2010 05:04:54 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4216</guid>
			<description><![CDATA[بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن و تباهی...!

با سلام و عرض تبریک و شادباش به مناسبت عید باستانی ایرانیان به دوستان خوب و همراهم. مسلما طی هر طریقی برای رسیدن به موفقیت مستلزم تحمل یک سری سختیهاست و سپری کردن آن منجر به کسب تجربه در انتهای آن مسیر خواهد شد که این تجربه به نوبه ی خود برای تمام کسانی که در ابتدای آن مسیر قرار دارند بسیار کارساز و مفید خواهد بود لذا من از همه ی بزرگواران اعم از مسافران(راهنمایان) و همسفران (کمک راهنمایان) به عنوان بلد راه که طی طریق نمودند وبه ثمره ی شیرین رهایی دست یافتند خواهشمندم چکیده ای از مشکلات و نحوه ی برخورد با آن ,به عبارتی, تجربیات خود را در این راه در این قسمت عنوان کنند.امید دارم که این مهم ,توشه ای پربار باشد برای سایر رهروان تازه نفس. 

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد.
در پناه خداوند باشید و به عمر شریفان عزیز دعاگو هستم. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن و تباهی...!

با سلام و عرض تبریک و شادباش به مناسبت عید باستانی ایرانیان به دوستان خوب و همراهم. مسلما طی هر طریقی برای رسیدن به موفقیت مستلزم تحمل یک سری سختیهاست و سپری کردن آن منجر به کسب تجربه در انتهای آن مسیر خواهد شد که این تجربه به نوبه ی خود برای تمام کسانی که در ابتدای آن مسیر قرار دارند بسیار کارساز و مفید خواهد بود لذا من از همه ی بزرگواران اعم از مسافران(راهنمایان) و همسفران (کمک راهنمایان) به عنوان بلد راه که طی طریق نمودند وبه ثمره ی شیرین رهایی دست یافتند خواهشمندم چکیده ای از مشکلات و نحوه ی برخورد با آن ,به عبارتی, تجربیات خود را در این راه در این قسمت عنوان کنند.امید دارم که این مهم ,توشه ای پربار باشد برای سایر رهروان تازه نفس. 

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد.
در پناه خداوند باشید و به عمر شریفان عزیز دعاگو هستم. ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>تشكروقدرداني</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4211</link>
			<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 06:28:41 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4211</guid>
			<description><![CDATA[به نام خداوند ستار وشكور
يكي از عوامل محبت آفرين در كنگره كه سبب تحكيم روابط شده،داشتن روحيه قدرداني وتشكر است.وقتي يك دوره اي مي كنيم به آنچه كه از روزهاي سال گذشته گذرانده ايم مي بينيم كه كنگره به ما ياري رساند ودر گرفتاريها ومشكلات به داد ما رسيد وبا ما همدردي كرد واز مساعدت به ما دريغ نكردوسبب رونق امور زندگيمان شد پس بايد شاكر باشيم واز ياد نبريم و رفتارهايي از خود بروز دهيم كه نشان دهد نسبت به امكاناتي كه فراهم شده و فرصتي كه يافته ايم قدردانيم لذا آخر سال را به گونه اي برنامه ريزي مي كنيم تا از كساني كه برايمان كاري انجام داده اند و يا محبتي در حقمان در طول سال انجام داده اند تشكر نماييم.
تشكر وحق شناسي در حقيقت ثمره درختي است كه با اصول صحيح پرورش يافته و نميتوان آن را در ميان ميوه هايي يافت كه به صورت اصولي پرورش نيافته.قدر شناسي سبب شكوفايي مي شود وخوشبخت كسي است كه راه قدر داني از خدمت ديگران را مي داند و شادي ديگران را به قدر شادي خود حس مي كند.
قدر داني فقط ذكر لساني و زباني تشكر نيست بلكه قدر شناسي يك جنبه قلبي دارد و آن اينكه بدانيم و يادمان نرود كه كنگره در حق ما نعمت رهايي وآزادي را مستقر و ارائه كردوگام بعدي عملياتي است كه بايد به صورت عملي هم با استحكام بخشيدن به پايه هاي علمي و مالي كنگره سپاسگزاري نماييم كه تاثير بالا و كارساز وموثري در اهداف كنگره خواهد گذاشت كه اگر چنين كنيم به وظيفه تشكر وقدرداني آشكار وپنهان خود عمل نموده ايم.
قدر داني نشانه اي از يك نوع ادراك است و نعمت را بايد ديد وشناخت و اگر هم چنين حسي نداريم مي توانيم آن را ايجاد كنيم تا ما هم بتوانيم كارآواثربخش شويم.
كنگره فرهنگ تقدير وتشكر را براي ما جا انداخته.ما حتي بايد قدردان طبيعت و محيط زيست خود هم باشيم كه خداوند ما را براي آباد ساختن زمين برگماشت و بايد قدردان تمام نعماتي كه طبيعت در اختيار ما قرار داده باشيم وسعي كنيم آن را حفظ كنيم و براي اين منظور در هفته درختكاري در باشگاه تختي اقدام به كاشت درخت نموديم ونيك مي دانيم كه مشكلات طبيعت وحتي لايه ازن همه ناشي از نامهربانيها و قدر نشناسي هاي ما با طبيعت است.
روحيه تشكر و قدر داني يك شان و مرتبه والايي است كه شامل تمام عزيزان وبزرگواراني مي شود كه به شكلي معلوم در تربيت ما سهم عمده اي داشته اند و يا كاري را پايه گذاري كرده اند ويا كارشان را به خوبي انجام داده اند ويا نعمتي را براي ما فراهم نموده اند وتمام هم وغم شان را براي انجام اهداف كنگره صرف نموده اند.تمام افراد تلاشگري كه كنار ما هستند وحتي كساني كه نا معلوم معلم ما بودند و به ما آموختند ولو با يك اشاره و يك كار و يك لحظه.
نعمت واحسان يا مستقيم به ما ميرسد و يا بندگان واسطه مي شوند و به دستان آنها اين نعمات در زندگي ما جاري مي شود واز مساعدت آنها بهره مند مي شويم يعني نعمت خداوند از طريق بندگانش شامل حال ما مي شود وبراي قدر داني و تشكر از خداوند بايد ابتدا قدر دان بندگانش بود و نبايد از كنار لطف و خوبي آنها ساده رد شد وهيچگاه تصور نبايد كرد كه شكر از خدا با شكر از بندگانش منافات دارد بلكه شكر الهي در سايه تقدير از بندگانش تحقق پيدا مي كند.
 بايد از انسانهايي كه ما را شاد مي سازند تشكر كنيم كه آنها باغباناني دوست داشتني هستند كه روح ما را شكوفا مي سازند.
افراد قدر دان راضي تر و خوشبخت تر از افرادي هستند كه با دقت تمام،جهات منفي زندگي را موشكافي و بايگاني مي كنند.اگر ديد وبينش خودمان را به يك تصور رويايي محدود كنيم زندگي در تمام قواعدش ما را مايوس مي كند ولي اگر ديد وبينش مان را با دنيايي از نعمات وحمايات بي نظير خداوند ببينيم و به شناسايي آنچه زندگي به ما عطا كرده وبه رخدادادهايي كه به نفع ماست پي ببريم وبه آنچه كه ما را احاطه كرده خوب نگاه كنيم مي بينيم كه داشته هايمان بيشتر از نداشته هايمان هست آنگاه كمتر گله مند و بيشتر سپاسگزار لطف خداوند مي شويم و از خداوند بابت تمام نعمتهايش تشكر وقدر داني مي نماييم.
اميد كه خداوند دلهاي ما را به هم نزديكتر نمايد و ما را به خيل عزيزاني بپيونداند كه قدر دان هستند.(پيشاپيش فرا رسيدن سال جديد رابه تك تك شما عزيزان تبريك وشادباش عرض مينمايم واميدوارم كه تمام خواسته هايتان برآورده به خير شود وهمواره حق يارتان باشد)
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خداوند ستار وشكور
يكي از عوامل محبت آفرين در كنگره كه سبب تحكيم روابط شده،داشتن روحيه قدرداني وتشكر است.وقتي يك دوره اي مي كنيم به آنچه كه از روزهاي سال گذشته گذرانده ايم مي بينيم كه كنگره به ما ياري رساند ودر گرفتاريها ومشكلات به داد ما رسيد وبا ما همدردي كرد واز مساعدت به ما دريغ نكردوسبب رونق امور زندگيمان شد پس بايد شاكر باشيم واز ياد نبريم و رفتارهايي از خود بروز دهيم كه نشان دهد نسبت به امكاناتي كه فراهم شده و فرصتي كه يافته ايم قدردانيم لذا آخر سال را به گونه اي برنامه ريزي مي كنيم تا از كساني كه برايمان كاري انجام داده اند و يا محبتي در حقمان در طول سال انجام داده اند تشكر نماييم.
تشكر وحق شناسي در حقيقت ثمره درختي است كه با اصول صحيح پرورش يافته و نميتوان آن را در ميان ميوه هايي يافت كه به صورت اصولي پرورش نيافته.قدر شناسي سبب شكوفايي مي شود وخوشبخت كسي است كه راه قدر داني از خدمت ديگران را مي داند و شادي ديگران را به قدر شادي خود حس مي كند.
قدر داني فقط ذكر لساني و زباني تشكر نيست بلكه قدر شناسي يك جنبه قلبي دارد و آن اينكه بدانيم و يادمان نرود كه كنگره در حق ما نعمت رهايي وآزادي را مستقر و ارائه كردوگام بعدي عملياتي است كه بايد به صورت عملي هم با استحكام بخشيدن به پايه هاي علمي و مالي كنگره سپاسگزاري نماييم كه تاثير بالا و كارساز وموثري در اهداف كنگره خواهد گذاشت كه اگر چنين كنيم به وظيفه تشكر وقدرداني آشكار وپنهان خود عمل نموده ايم.
قدر داني نشانه اي از يك نوع ادراك است و نعمت را بايد ديد وشناخت و اگر هم چنين حسي نداريم مي توانيم آن را ايجاد كنيم تا ما هم بتوانيم كارآواثربخش شويم.
كنگره فرهنگ تقدير وتشكر را براي ما جا انداخته.ما حتي بايد قدردان طبيعت و محيط زيست خود هم باشيم كه خداوند ما را براي آباد ساختن زمين برگماشت و بايد قدردان تمام نعماتي كه طبيعت در اختيار ما قرار داده باشيم وسعي كنيم آن را حفظ كنيم و براي اين منظور در هفته درختكاري در باشگاه تختي اقدام به كاشت درخت نموديم ونيك مي دانيم كه مشكلات طبيعت وحتي لايه ازن همه ناشي از نامهربانيها و قدر نشناسي هاي ما با طبيعت است.
روحيه تشكر و قدر داني يك شان و مرتبه والايي است كه شامل تمام عزيزان وبزرگواراني مي شود كه به شكلي معلوم در تربيت ما سهم عمده اي داشته اند و يا كاري را پايه گذاري كرده اند ويا كارشان را به خوبي انجام داده اند ويا نعمتي را براي ما فراهم نموده اند وتمام هم وغم شان را براي انجام اهداف كنگره صرف نموده اند.تمام افراد تلاشگري كه كنار ما هستند وحتي كساني كه نا معلوم معلم ما بودند و به ما آموختند ولو با يك اشاره و يك كار و يك لحظه.
نعمت واحسان يا مستقيم به ما ميرسد و يا بندگان واسطه مي شوند و به دستان آنها اين نعمات در زندگي ما جاري مي شود واز مساعدت آنها بهره مند مي شويم يعني نعمت خداوند از طريق بندگانش شامل حال ما مي شود وبراي قدر داني و تشكر از خداوند بايد ابتدا قدر دان بندگانش بود و نبايد از كنار لطف و خوبي آنها ساده رد شد وهيچگاه تصور نبايد كرد كه شكر از خدا با شكر از بندگانش منافات دارد بلكه شكر الهي در سايه تقدير از بندگانش تحقق پيدا مي كند.
 بايد از انسانهايي كه ما را شاد مي سازند تشكر كنيم كه آنها باغباناني دوست داشتني هستند كه روح ما را شكوفا مي سازند.
افراد قدر دان راضي تر و خوشبخت تر از افرادي هستند كه با دقت تمام،جهات منفي زندگي را موشكافي و بايگاني مي كنند.اگر ديد وبينش خودمان را به يك تصور رويايي محدود كنيم زندگي در تمام قواعدش ما را مايوس مي كند ولي اگر ديد وبينش مان را با دنيايي از نعمات وحمايات بي نظير خداوند ببينيم و به شناسايي آنچه زندگي به ما عطا كرده وبه رخدادادهايي كه به نفع ماست پي ببريم وبه آنچه كه ما را احاطه كرده خوب نگاه كنيم مي بينيم كه داشته هايمان بيشتر از نداشته هايمان هست آنگاه كمتر گله مند و بيشتر سپاسگزار لطف خداوند مي شويم و از خداوند بابت تمام نعمتهايش تشكر وقدر داني مي نماييم.
اميد كه خداوند دلهاي ما را به هم نزديكتر نمايد و ما را به خيل عزيزاني بپيونداند كه قدر دان هستند.(پيشاپيش فرا رسيدن سال جديد رابه تك تك شما عزيزان تبريك وشادباش عرض مينمايم واميدوارم كه تمام خواسته هايتان برآورده به خير شود وهمواره حق يارتان باشد)
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>هدف از آفرینش جهان چیست؟</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4210</link>
			<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 02:02:36 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4210</guid>
			<description><![CDATA[هدف از آفرینش جهان چیست
یكى از مسائل مهم در فلسفه الهى و كلام مساله هدف آفرینش است كه مورد بحثها و اختلاف نظرهایى واقع شده است از یك سوى بعضى از صاحب‏نظران هدف و علت غائى در افعال الهى را انكار كرده‏اند و از سوى دیگر كسانى هدف الهى را سود رساندن به مخلوقات شمرده‏اند و گروه سومى قائل به وحدت علت فاعلى و علت غائى در مجردات شده‏اند .
بطور كلى در این زمینه سخنان بسیارى هست كه نقل و نقد آنها به درازا مى‏كشد از اینروى نخست مفهوم هدف و اصطلاحات فلسفى مشابه آن را بیان مى‏كنیم و سپس به ذكر مقدماتى كه براى توضیح مساله و رفع شبهات آن مفید است مى‏پردازیم و سرانجام معناى صحیح هدفدارى الهى را بیان خواهیم كرد.
 
هدف و علت غائى
هدف كه در لغت بمعناى نشانه تیر است در محاورات عرفى به نتیجه كار اختیارى گفته مى‏شود كه فاعل مختار از آغاز در نظر مى‏گیرد و كار را براى رسیدن به آن انجام مى‏دهد به طورى كه اگر نتیجه كار منظور نباشد كار انجام نمى‏گیرد . نتیجه كار از آن جهت كه منتهى الیه آن است غایت و از آن جهت كه از آغاز مورد نظر و قصد فاعل بوده است هدف و غرض و از آن جهت كه مطلوبیت آن موجب تعلق اراده فاعل به انجام كار شده است علت غائى نامیده مى‏شود ولى آنچه در حقیقت مؤثر در انجام كار مى‏باشد علم و حب به نتیجه است نه وجود خارجى آن بلكه نتیجه خارجى معلول كار است و نه علت آن .
واژه غایت معمولا بمعناى منتهى الیه حركت بكار مى‏رود و نسبت بین موارد آن با موارد هدف عموم و خصوص من وجه است زیرا از یك سوى در حركات طبیعى نمى‏توان هدفى را براى فاعل طبیعى آنها در نظر گرفت ولى مفهوم غایت بر منتهى الیه آن صادق است و از سوى دیگر در كارهاى ایجادى كه حركتى در كار نیست هدف و علت غائى صدق مى‏كند اما غایت بمعناى منتهى الیه حركت جا ندارد ولى گاهى غایت بمعناى علت غائى بكار مى‏رود و در اینجاست كه باید دقت كرد كه بین دو معناى آن خلط نگردد و احكام یكى به دیگرى نسبت داده نشود .
رابطه بین فاعل وفعل و نتیجه آن موضوع بحثهاى فلسفى متعددى واقع شده است كه بخشى از آنها را در مقاله «علت غایی» بیان كردیم و اینك به بیان برخى از مطالبى كه ارتباط با موضوع بحث فعلى دارد و براى تبیین معناى صحیح هدف الهى از آفرینش مفید است مى‏پردازیم.
یادآورى چند نكته
1 كارهاى اختیارى انسان معمولا به این صورت انجام مى‏گیرد كه نخست تصورى از كار و نتیجه آن پدید مى‏آید و مقدمیت كار براى حصول نتیجه و فائده مترتب بر آن مورد تصدیق قرار مى‏گیرد سپس شوق به خیر و كمال و فایده‏اى كه مترتب بر كار مى‏شود در نفس حاصل و در پرتو آن شوق به خود كار پدید مى‏آید و در صورت فراهم بودن شرایط و نبودن موانع شخص تصمیم بر انجام كار مى‏گیرد و در حقیقت عامل اصلى و محرك واقعى براى انجام دادن كار شوق به فایده آن است و از اینروى باید علت غائى را همان شوق بحساب آورد و متعلق آن مجازا و بالعرض علت غائى نامیده مى‏شود .
ولى نباید تصور كرد كه این فرایند در هر كار اختیارى ضرورت دارد به طورى كه اگر فاعلى فاقد علم حصولى و شوق نفسانى بود كارش اختیارى نباشد یا علت غائى نداشته باشد بلكه آنچه در هر كار اختیارى ضرورت دارد مطلق علم و حب است‏خواه علم حضورى باشد یا حصولى و خواه شوق زائد بر ذات باشد یا حبى كه عین ذات است .
بنابر این علت غائى در مجردات تام همان حب به ذات خودشان است كه بالتبع به آثار ذات نیز تعلق مى‏گیرد حبى كه عین ذات فاعل است .
و از اینروى در چنین مواردى مصداق علت فاعلى و علت غائى ذات فاعل خواهد بود .
2 چنانكه اشاره شد مطلوبیت فعل تابع مطلوبیت‏خیر و كمالى است كه بر آن مترتب مى‏شود و از اینروى مطلوبیت هدف نسبت به مطلوبیت فعل از اصالت برخوردار است و مطلوبیت فعل فرعى و تبعى خواهد بود .
اما هدفى كه از انجام كارى در نظر گرفته مى‏شود ممكن است‏خودش مقدمه‏اى براى رسیدن به هدف بالاترى باشد و مطلوبیت آن هم در شعاع مطلوبیت چیز دیگرى شكل بگیرد ولى سرانجام هر فاعلى هدف نهائى و اصیلى خواهد داشت كه اهداف متوسط و قریب و مقدمات و وسایل در پرتو آن مطلوبیت مى‏یابند .
به هر حال مطلوبیت فعل فرعى و تبعى است اما اصالت در اهداف بستگى به نظر و نیت و انگیزه فاعل دارد به طورى كه ممكن است هدف معین براى یك فاعل هدف متوسط و براى فاعل دیگرى هدف نهائى و اصیل باشد .
3 مطلوبیت اصلى هدف و مطلوبیت فرعى فعل و وسیله در نفوس بصورت شوق ظاهر مى‏گردد و متعلق آن كمال مفقودى است كه در اثر فعل تحقق مى‏یابد اما در مجردات تام كه همه كمالات ممكن الحصول براى آنها بالفعل موجود است‏خیر و كمال مفقودى متصور نیست كه بوسیله فعل حاصل شود و در واقع حب به كمال موجود است كه بالتبع به آثار آن تعلق مى‏گیرد و موجب افاضه آن آثار یعنى انجام فعل ایجادى مى‏شود پس مطلوبیت فعل مجردات هم فرعى و تبعى است اما تابع كمال موجود است نه تابع مطلوبیت كمال مفقود .
4 كارهایى كه انسان انجام مى‏دهد ممكن است آثار متعددى داشته باشد كه همه آنها مورد توجه او قرار نگیرند و یا انگیزه‏اى براى دست‏یافتن به آنها نداشته باشد و از اینروى معمولا كار را براى رسیدن به یكى از آثار و نتایج انجام مى‏دهد هر چند ممكن است كارى را براى چند هدف هم عرض نیز انجام دهد .
اما در مورد مجرد تام همه آثار خیرى كه بر كارى مترتب مى‏شود مورد نظر و مطلوب اوست و هر چند مطلوبیت همه آنها تابع مطلوبیت كمال موجود در خود اوست ولى ممكن است در میان مطلوبهاى بالتبع رابطه اصالت و تبعیت نسبى برقرار باشد مثلا هر چند وجود جهان و وجود انسان از آن جهت كه پرتوى از كمال الهى هستند براى خداى متعال مطلوب بالتبع مى‏باشند اما چون انسان از كمالات بیشتر و بالاترى برخوردار است و پیدایش جهان مقدمه‏اى براى پیدایش وى مى‏باشد از اینروى مى‏توان براى انسان مطلوبیت اصیلى نسبت به مطلوبیت جهان در نظر گرفت
هدفدارى خداى متعال
با توجه به نكاتى كه بیان شد روشن مى‏شود كه وجود علت غائى براى هر كار اختیارى ضرورت دارد خواه كار ایجادى باشد یا اعدادى و خواه كار دفعى باشد یا تدریجى و خواه فاعلیت فاعل بالقصد باشد یا بالرضا یا بالعنایه یا بالتجلى .
و علت غائى در حقیقت امرى است در ذات فاعل نه نتیجه خارجى كار و اطلاق علت غائى بر نتیجه خارجى اطلاقى مجازى و بالعرض است بلحاظ اینكه محبت‏یا رضایت‏یا شوق فاعل به حصول آن تعلق مى‏گیرد و غایت بودن نتیجه خارجى براى كارهاى اعدادى و تدریجى بمعناى منتهى الیه حركت ارتباطى با علت غائى ندارد و غایت بالذات حركت غیر از علت غائى بالذات است دقت‏شود .
بنابر این افعال الهى هم از آن جهت كه اختیارى هستند داراى علت غائى مى‏باشند و منزه بودن ساحت الهى از علوم حصولى و شوق نفسانى مستلزم نفى علت غائى از ذات او نیست چنانكه مستلزم نفى علم و حب از ذات مقدسش نمى‏باشد .
به دیگر سخن نفى داعى و علت غائى زائد بر ذات از مجردات تام و فاعلهاى بالعنایه و بالرضا و بالتجلى بمعناى نفى مطلق هدف از ایشان و اختصاص دادن هدف به فاعلهاى بالقصد نیست و همچنانكه عقل مفاهیمى را كه از صفات كمالیه مخلوقات مى‏گیرد با تجرید از محدودیتها و لوازم مادى و امكانى بعنوان صفات ثبوتیه به خداى متعال نسبت مى‏دهد همچنین حب به خیر و كمال را بعد از تجرید از جهات نقص و امكان براى ذات الهى اثبات مى‏كند و آن را علت غائى براى افعالش مى‏شمارد و چون همه صفات ذاتیه الهى عین ذات مقدسش مى‏باشند این صفت هم كه علت غائى آفرینش و منشا اراده فعلیه بشمار مى‏رود عین ذات وى مى‏باشد و در نتیجه علت فاعلى و علت غائى براى افعال الهى همان ذات مقدس او خواهد بود .
و همانگونه كه علم الهى بالاصاله به ذات مقدس خودش و بالتبع به مخلوقاتش كه جلوه‏هایى از وجود او هستند با اختلاف مراتب و درجاتشان تعلق مى‏گیرد حب الهى هم بالاصاله به ذات مقدس خودش و بالتبع به خیر و كمال مخلوقاتش تعلق مى‏گیرد و در میان خود آنها هم اصالت و تبعیت نسبى در محبوبیت و مطلوبیت وجود دارد یعنى حب الهى به مخلوقات در درجه اول به كاملترین آنها كه نخستین مخلوق است تعلق مى‏گیرد و سپس به سایر مخلوقات الاكمل فالاكمل و حتى در میان مادیات و جسمانیات كه تشكیك خاصى ندارند مى‏توان وجود كاملتر را هدف براى آفرینش ناقصتر شمرد و بالعكس جمادات را مقدمه‏اى براى پیدایش نباتات و نباتات را مقدمه‏اى براى پیدایش حیوانات و همه را مقدمه‏اى براى پیدایش انسان به حساب آورد (خلق لكم ما فى الارض جمیعا)و سرانجام حب به انسان كامل را علت غائى براى آفرینش جهان مادى دانست و به این معنى مى‏توان گفت كه خداى متعال جهان مادى را براى تكامل موجودات جسمانى و رسیدن آنها به خیر و كمال واقعى خودشان آفریده است زیرا هر موجودى كه داراى مراحل مختلفى از كمال و نقص است كاملترین مرحله آن اصالت نسبى در محبوبیت و مطلوبیت‏خواهد داشت ولى لازمه آن این نیست كه موجودات ناقصتر یا مراحل ناقصتر از وجود یك موجود هیچ مرتبه‏اى از مطلوبیت را نداشته باشند .
و به همین منوال مى‏توان اهدافى طولى براى آفرینش نوع انسان در نظر گرفت‏یعنى هدف نهائى رسیدن به آخرین مراتب كمال و قرب الهى و بهره‏مندى از عالیترین و پایدارترین فیض و رحمت و رضوان ابدى است و هدف متوسط تحقق عبادت و اطاعت از خداى متعال است كه وسیله‏اى براى رسیدن به آن مقام عالى و هدف نهائى محسوب مى‏شود و هدف قریب فراهم شدن زمینه‏هاى مادى و اجتماعى و تحقق شناختهاى لازم براى انتخاب آزادانه راه راست زندگى و گسترش خداپرستى در جامعه است .
از اینروى در قرآن كریم بعد از تاكید بر اینكه آفرینش جهان و انسان باطل و بیهوده نیست و داراى هدف حكیمانه مى‏باشد ([1]) از یك سوى هدف از آفرینش جهان را فراهم شدن زمینه آزمایش و انتخاب آزاد براى انسان معرفى كرده است ([2]) و از سوى دیگر هدف از آفرینش انسان را پرستش خداى متعال قلمداد نموده ([3]) و سرانجام هدف نهائى را جوار رحمت الهى و بهره‏مندى از فوز و فلاح و سعادت ابدى دانسته است. ([4])
با توجه به آنچه گفته شد مى‏توان راه جمعى بین اقوال سه‏گانه یاد شده در نظر گرفت‏یعنى منظور كسانى كه علت غائى را فقط ذات مقدس الهى دانسته‏اند این است كه مطلوب ذاتى و بالاصاله براى خداى متعال چیزى جز ذات مقدسش كه خیر مطلق و داراى كمالات بى‏نهایت است نمى‏باشد و منظور كسانى كه علت غائى را از افعال الهى نفى كرده‏اند این است كه داعى زائد بر ذات ندارد و فاعلیت وى از قبیل فاعلیت بالقصد نیست و منظور كسانى كه علت غائى و هدف از آفرینش را سود رساندن به مخلوقات یا به كمال رسیدن آنها قلمداد كرده‏اند این است كه خواسته‏اند هدف فرعى و تبعى را بیان كنند و حاصل آنكه براى هر یك از دو قول دیگر مى‏توان تاویل صحیحى در نظر گرفت كه منافاتى با قول مورد قبول نداشته باشد .
نكته‏اى را كه باید در پایان این مقاله خاطرنشان كنیم این است كه در مباحث اراده و حكمت و هدف آفرینش تكیه بر جهت‏خیر و كمال مخلوقات بود و از این جهت‏سؤالى پدید مى‏آید كه شرور و نقایص آنها را چگونه باید توجیه كرد؟ پاسخ این سؤال در مقاله «خیر و شر در جهان» داده خواهد شد.
خلاصه
1 نتیجه كار اختیارى از آن جهت كه منتهى الیه آن است غایت و از آن جهت كه از آغاز مورد نظر و قصد فاعل بوده است هدف و غرض و از آن جهت كه مطلوبیت آن علت انجام كار شده است علت غائى نامیده مى‏شود .
2 نسبت بین موارد غایت بمعناى منتهى الیه حركت با موارد هدف عموم و خصوص من وجه است ولى گاهى واژه غایت بجاى علت غائى نیز بكار مى‏رود .
3 علت غائى كه موجب تعلق اراده فاعل به انجام كار خاصى مى‏شود در افعال انسانى همان شوق به حصول نتیجه كار است ولى مى‏توان مفهوم تجرید شده‏اى را در نظر گرفت كه در مجردات تام نیز صادق باشد مانند مفهوم محبوبیت و مطلوبیت .
4 مطلوبیت كارى كه از نفوس متعلق به ماده سر مى‏زند تابع مطلوبیت نتیجه‏اى است كه بر آن مترتب مى‏شود اما در افعال مجردات مطلوبیت فعل تابع محبوبیت كمالى است كه در ذات ایشان وجود دارد و منشا صدور فعل مى‏گردد و بهر حال مطلوبیت فعل فرعى و تبعى است .
5 ممكن است‏یك فعل اختیارى چند هدف طولى داشته باشد و هدف نهائى و اصلى هر فاعلى همان است كه بالاصاله مورد توجه و محبت و شوق او قرار گرفته است و مطلوبیت اهداف دیگر و همچنین مطلوبیت مقدمات و وسائل كار در شعاع هدف نهائى حاصل مى‏شود .
6 همچنین ممكن است‏یك فعل اختیارى چند هدف عرضى داشته باشد ولى معمولا انسان یكى از آثار مطلوب كار را مورد توجه قرار مى‏دهد و یا به سایر آثار توجهى ندارد یا انگیزه‏اى براى دستیابى به آنها ندارد چنانكه ممكن است در اثر ضعف بینش و همت انگیزه رسیدن به اهداف نهائى نداشته باشد و آنچه براى فاعلهاى بلند همت هدف متوسط است براى فاعل دیگرى هدف نهائى باشد بخلاف مجردات تام كه به همه اهداف طولى و عرضى توجه دارند و هر كدام از آنها بحسب مرتبه كمالشان مطلوبیتى خواهد داشت .
7 علت غائى براى هر كار اختیارى ضرورت دارد و حقیقت آن محبت‏یا شوقى است كه در درون فاعل مختار وجود دارد و علت غائى نامیدن نتیجه كار به این لحاظ است كه محبت و شوق فاعل به حصول آن تعلق مى‏گیرد .
8 افعال الهى نیز از این قاعده مستثنى نیست و هر چند ذات مقدس الهى از شوق نفسانى و داعى زائد بر ذات منزه است اما حب به كمال و خیر كه بالاصاله بذات خودش و بالتبع به آثار وى تعلق مى‏گیرد علت غائى براى همه افعال اوست و این صفت نیز مانند سایر صفات ذاتیه عین ذات مقدسش مى‏باشد .
9 محبوبیت‏خیر و كمال همه مخلوقات در یك مرتبه نیست از طرفى هر معلولى در سایه علت فاعلى‏اش مطلوبیت مى‏یابد و از طرف دیگر در میان معلولات هم عرض و متزاحم هر كدام داراى كمال بیشترى باشد از اصالت نسبى در مطلوبیت برخوردار خواهد بود .
10 در موجودات مادى كه داراى تكامل تدریجى هستند مى‏توان مراحل نقص را مقدمه‏اى براى مرحله كمال آنها دانست و هدف از آفرینش آنها را در جهان مادى رسیدن به مرحله كمالشان قلمداد كرد همچنین هر موجود مادى كه نسبت به موجود دیگرى ناقصتر باشد و بتواند زمینه پیدایش یا رشد و تكامل آن را فراهم كند جنبه مقدمیتى نسبت به آن خواهد داشت چنانكه موجود كاملتر از نوعى اصالت نسبت به آن بر خوردار خواهد بود و بر این اساس مى‏توان پیدایش نوع انسان را هدفى براى آفرینش جهان مادى و پیدایش انسان كامل را هدف آفرینش نوع انسان بحساب آورد چنانكه از آیات كریمه قرآن نیز استفاده مى‏شود .
11 قول كسانى كه علت غائى از افعال الهى را نفى كرده‏اند مانند شیخ اشراق مى‏توان به این صورت تاویل كرد كه منظور ایشان نفى هدف ذاتى زائد بر ذات بوده است .
12 نیز قول كسانى كه هدف آفرینش را سود رساندن یا تكامل مخلوقات شمرده‏اند مى‏توان حمل بر اهداف تبعى نمود.
[1]. ر. ك: آل عمران 191 ص 27 انبیاء 16 17 دخان 38 39 جاثیه 22 ابراهیم 19 حجر 85 نحل 3 عنكبوت 44 روم 8 مؤمنون 5 11.
[2]. ر ك هود 7 ملك 2 كهف 7.
[3]. ر. ك: ذاریات 56 یس 61.
[4]. ر. ك: هود 108 و 119 جاثیه 23 آل عمران 15 توبه 72.

منبع:سایت نور پرتال]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هدف از آفرینش جهان چیست
یكى از مسائل مهم در فلسفه الهى و كلام مساله هدف آفرینش است كه مورد بحثها و اختلاف نظرهایى واقع شده است از یك سوى بعضى از صاحب‏نظران هدف و علت غائى در افعال الهى را انكار كرده‏اند و از سوى دیگر كسانى هدف الهى را سود رساندن به مخلوقات شمرده‏اند و گروه سومى قائل به وحدت علت فاعلى و علت غائى در مجردات شده‏اند .
بطور كلى در این زمینه سخنان بسیارى هست كه نقل و نقد آنها به درازا مى‏كشد از اینروى نخست مفهوم هدف و اصطلاحات فلسفى مشابه آن را بیان مى‏كنیم و سپس به ذكر مقدماتى كه براى توضیح مساله و رفع شبهات آن مفید است مى‏پردازیم و سرانجام معناى صحیح هدفدارى الهى را بیان خواهیم كرد.
 
هدف و علت غائى
هدف كه در لغت بمعناى نشانه تیر است در محاورات عرفى به نتیجه كار اختیارى گفته مى‏شود كه فاعل مختار از آغاز در نظر مى‏گیرد و كار را براى رسیدن به آن انجام مى‏دهد به طورى كه اگر نتیجه كار منظور نباشد كار انجام نمى‏گیرد . نتیجه كار از آن جهت كه منتهى الیه آن است غایت و از آن جهت كه از آغاز مورد نظر و قصد فاعل بوده است هدف و غرض و از آن جهت كه مطلوبیت آن موجب تعلق اراده فاعل به انجام كار شده است علت غائى نامیده مى‏شود ولى آنچه در حقیقت مؤثر در انجام كار مى‏باشد علم و حب به نتیجه است نه وجود خارجى آن بلكه نتیجه خارجى معلول كار است و نه علت آن .
واژه غایت معمولا بمعناى منتهى الیه حركت بكار مى‏رود و نسبت بین موارد آن با موارد هدف عموم و خصوص من وجه است زیرا از یك سوى در حركات طبیعى نمى‏توان هدفى را براى فاعل طبیعى آنها در نظر گرفت ولى مفهوم غایت بر منتهى الیه آن صادق است و از سوى دیگر در كارهاى ایجادى كه حركتى در كار نیست هدف و علت غائى صدق مى‏كند اما غایت بمعناى منتهى الیه حركت جا ندارد ولى گاهى غایت بمعناى علت غائى بكار مى‏رود و در اینجاست كه باید دقت كرد كه بین دو معناى آن خلط نگردد و احكام یكى به دیگرى نسبت داده نشود .
رابطه بین فاعل وفعل و نتیجه آن موضوع بحثهاى فلسفى متعددى واقع شده است كه بخشى از آنها را در مقاله «علت غایی» بیان كردیم و اینك به بیان برخى از مطالبى كه ارتباط با موضوع بحث فعلى دارد و براى تبیین معناى صحیح هدف الهى از آفرینش مفید است مى‏پردازیم.
یادآورى چند نكته
1 كارهاى اختیارى انسان معمولا به این صورت انجام مى‏گیرد كه نخست تصورى از كار و نتیجه آن پدید مى‏آید و مقدمیت كار براى حصول نتیجه و فائده مترتب بر آن مورد تصدیق قرار مى‏گیرد سپس شوق به خیر و كمال و فایده‏اى كه مترتب بر كار مى‏شود در نفس حاصل و در پرتو آن شوق به خود كار پدید مى‏آید و در صورت فراهم بودن شرایط و نبودن موانع شخص تصمیم بر انجام كار مى‏گیرد و در حقیقت عامل اصلى و محرك واقعى براى انجام دادن كار شوق به فایده آن است و از اینروى باید علت غائى را همان شوق بحساب آورد و متعلق آن مجازا و بالعرض علت غائى نامیده مى‏شود .
ولى نباید تصور كرد كه این فرایند در هر كار اختیارى ضرورت دارد به طورى كه اگر فاعلى فاقد علم حصولى و شوق نفسانى بود كارش اختیارى نباشد یا علت غائى نداشته باشد بلكه آنچه در هر كار اختیارى ضرورت دارد مطلق علم و حب است‏خواه علم حضورى باشد یا حصولى و خواه شوق زائد بر ذات باشد یا حبى كه عین ذات است .
بنابر این علت غائى در مجردات تام همان حب به ذات خودشان است كه بالتبع به آثار ذات نیز تعلق مى‏گیرد حبى كه عین ذات فاعل است .
و از اینروى در چنین مواردى مصداق علت فاعلى و علت غائى ذات فاعل خواهد بود .
2 چنانكه اشاره شد مطلوبیت فعل تابع مطلوبیت‏خیر و كمالى است كه بر آن مترتب مى‏شود و از اینروى مطلوبیت هدف نسبت به مطلوبیت فعل از اصالت برخوردار است و مطلوبیت فعل فرعى و تبعى خواهد بود .
اما هدفى كه از انجام كارى در نظر گرفته مى‏شود ممكن است‏خودش مقدمه‏اى براى رسیدن به هدف بالاترى باشد و مطلوبیت آن هم در شعاع مطلوبیت چیز دیگرى شكل بگیرد ولى سرانجام هر فاعلى هدف نهائى و اصیلى خواهد داشت كه اهداف متوسط و قریب و مقدمات و وسایل در پرتو آن مطلوبیت مى‏یابند .
به هر حال مطلوبیت فعل فرعى و تبعى است اما اصالت در اهداف بستگى به نظر و نیت و انگیزه فاعل دارد به طورى كه ممكن است هدف معین براى یك فاعل هدف متوسط و براى فاعل دیگرى هدف نهائى و اصیل باشد .
3 مطلوبیت اصلى هدف و مطلوبیت فرعى فعل و وسیله در نفوس بصورت شوق ظاهر مى‏گردد و متعلق آن كمال مفقودى است كه در اثر فعل تحقق مى‏یابد اما در مجردات تام كه همه كمالات ممكن الحصول براى آنها بالفعل موجود است‏خیر و كمال مفقودى متصور نیست كه بوسیله فعل حاصل شود و در واقع حب به كمال موجود است كه بالتبع به آثار آن تعلق مى‏گیرد و موجب افاضه آن آثار یعنى انجام فعل ایجادى مى‏شود پس مطلوبیت فعل مجردات هم فرعى و تبعى است اما تابع كمال موجود است نه تابع مطلوبیت كمال مفقود .
4 كارهایى كه انسان انجام مى‏دهد ممكن است آثار متعددى داشته باشد كه همه آنها مورد توجه او قرار نگیرند و یا انگیزه‏اى براى دست‏یافتن به آنها نداشته باشد و از اینروى معمولا كار را براى رسیدن به یكى از آثار و نتایج انجام مى‏دهد هر چند ممكن است كارى را براى چند هدف هم عرض نیز انجام دهد .
اما در مورد مجرد تام همه آثار خیرى كه بر كارى مترتب مى‏شود مورد نظر و مطلوب اوست و هر چند مطلوبیت همه آنها تابع مطلوبیت كمال موجود در خود اوست ولى ممكن است در میان مطلوبهاى بالتبع رابطه اصالت و تبعیت نسبى برقرار باشد مثلا هر چند وجود جهان و وجود انسان از آن جهت كه پرتوى از كمال الهى هستند براى خداى متعال مطلوب بالتبع مى‏باشند اما چون انسان از كمالات بیشتر و بالاترى برخوردار است و پیدایش جهان مقدمه‏اى براى پیدایش وى مى‏باشد از اینروى مى‏توان براى انسان مطلوبیت اصیلى نسبت به مطلوبیت جهان در نظر گرفت
هدفدارى خداى متعال
با توجه به نكاتى كه بیان شد روشن مى‏شود كه وجود علت غائى براى هر كار اختیارى ضرورت دارد خواه كار ایجادى باشد یا اعدادى و خواه كار دفعى باشد یا تدریجى و خواه فاعلیت فاعل بالقصد باشد یا بالرضا یا بالعنایه یا بالتجلى .
و علت غائى در حقیقت امرى است در ذات فاعل نه نتیجه خارجى كار و اطلاق علت غائى بر نتیجه خارجى اطلاقى مجازى و بالعرض است بلحاظ اینكه محبت‏یا رضایت‏یا شوق فاعل به حصول آن تعلق مى‏گیرد و غایت بودن نتیجه خارجى براى كارهاى اعدادى و تدریجى بمعناى منتهى الیه حركت ارتباطى با علت غائى ندارد و غایت بالذات حركت غیر از علت غائى بالذات است دقت‏شود .
بنابر این افعال الهى هم از آن جهت كه اختیارى هستند داراى علت غائى مى‏باشند و منزه بودن ساحت الهى از علوم حصولى و شوق نفسانى مستلزم نفى علت غائى از ذات او نیست چنانكه مستلزم نفى علم و حب از ذات مقدسش نمى‏باشد .
به دیگر سخن نفى داعى و علت غائى زائد بر ذات از مجردات تام و فاعلهاى بالعنایه و بالرضا و بالتجلى بمعناى نفى مطلق هدف از ایشان و اختصاص دادن هدف به فاعلهاى بالقصد نیست و همچنانكه عقل مفاهیمى را كه از صفات كمالیه مخلوقات مى‏گیرد با تجرید از محدودیتها و لوازم مادى و امكانى بعنوان صفات ثبوتیه به خداى متعال نسبت مى‏دهد همچنین حب به خیر و كمال را بعد از تجرید از جهات نقص و امكان براى ذات الهى اثبات مى‏كند و آن را علت غائى براى افعالش مى‏شمارد و چون همه صفات ذاتیه الهى عین ذات مقدسش مى‏باشند این صفت هم كه علت غائى آفرینش و منشا اراده فعلیه بشمار مى‏رود عین ذات وى مى‏باشد و در نتیجه علت فاعلى و علت غائى براى افعال الهى همان ذات مقدس او خواهد بود .
و همانگونه كه علم الهى بالاصاله به ذات مقدس خودش و بالتبع به مخلوقاتش كه جلوه‏هایى از وجود او هستند با اختلاف مراتب و درجاتشان تعلق مى‏گیرد حب الهى هم بالاصاله به ذات مقدس خودش و بالتبع به خیر و كمال مخلوقاتش تعلق مى‏گیرد و در میان خود آنها هم اصالت و تبعیت نسبى در محبوبیت و مطلوبیت وجود دارد یعنى حب الهى به مخلوقات در درجه اول به كاملترین آنها كه نخستین مخلوق است تعلق مى‏گیرد و سپس به سایر مخلوقات الاكمل فالاكمل و حتى در میان مادیات و جسمانیات كه تشكیك خاصى ندارند مى‏توان وجود كاملتر را هدف براى آفرینش ناقصتر شمرد و بالعكس جمادات را مقدمه‏اى براى پیدایش نباتات و نباتات را مقدمه‏اى براى پیدایش حیوانات و همه را مقدمه‏اى براى پیدایش انسان به حساب آورد (خلق لكم ما فى الارض جمیعا)و سرانجام حب به انسان كامل را علت غائى براى آفرینش جهان مادى دانست و به این معنى مى‏توان گفت كه خداى متعال جهان مادى را براى تكامل موجودات جسمانى و رسیدن آنها به خیر و كمال واقعى خودشان آفریده است زیرا هر موجودى كه داراى مراحل مختلفى از كمال و نقص است كاملترین مرحله آن اصالت نسبى در محبوبیت و مطلوبیت‏خواهد داشت ولى لازمه آن این نیست كه موجودات ناقصتر یا مراحل ناقصتر از وجود یك موجود هیچ مرتبه‏اى از مطلوبیت را نداشته باشند .
و به همین منوال مى‏توان اهدافى طولى براى آفرینش نوع انسان در نظر گرفت‏یعنى هدف نهائى رسیدن به آخرین مراتب كمال و قرب الهى و بهره‏مندى از عالیترین و پایدارترین فیض و رحمت و رضوان ابدى است و هدف متوسط تحقق عبادت و اطاعت از خداى متعال است كه وسیله‏اى براى رسیدن به آن مقام عالى و هدف نهائى محسوب مى‏شود و هدف قریب فراهم شدن زمینه‏هاى مادى و اجتماعى و تحقق شناختهاى لازم براى انتخاب آزادانه راه راست زندگى و گسترش خداپرستى در جامعه است .
از اینروى در قرآن كریم بعد از تاكید بر اینكه آفرینش جهان و انسان باطل و بیهوده نیست و داراى هدف حكیمانه مى‏باشد ([1]) از یك سوى هدف از آفرینش جهان را فراهم شدن زمینه آزمایش و انتخاب آزاد براى انسان معرفى كرده است ([2]) و از سوى دیگر هدف از آفرینش انسان را پرستش خداى متعال قلمداد نموده ([3]) و سرانجام هدف نهائى را جوار رحمت الهى و بهره‏مندى از فوز و فلاح و سعادت ابدى دانسته است. ([4])
با توجه به آنچه گفته شد مى‏توان راه جمعى بین اقوال سه‏گانه یاد شده در نظر گرفت‏یعنى منظور كسانى كه علت غائى را فقط ذات مقدس الهى دانسته‏اند این است كه مطلوب ذاتى و بالاصاله براى خداى متعال چیزى جز ذات مقدسش كه خیر مطلق و داراى كمالات بى‏نهایت است نمى‏باشد و منظور كسانى كه علت غائى را از افعال الهى نفى كرده‏اند این است كه داعى زائد بر ذات ندارد و فاعلیت وى از قبیل فاعلیت بالقصد نیست و منظور كسانى كه علت غائى و هدف از آفرینش را سود رساندن به مخلوقات یا به كمال رسیدن آنها قلمداد كرده‏اند این است كه خواسته‏اند هدف فرعى و تبعى را بیان كنند و حاصل آنكه براى هر یك از دو قول دیگر مى‏توان تاویل صحیحى در نظر گرفت كه منافاتى با قول مورد قبول نداشته باشد .
نكته‏اى را كه باید در پایان این مقاله خاطرنشان كنیم این است كه در مباحث اراده و حكمت و هدف آفرینش تكیه بر جهت‏خیر و كمال مخلوقات بود و از این جهت‏سؤالى پدید مى‏آید كه شرور و نقایص آنها را چگونه باید توجیه كرد؟ پاسخ این سؤال در مقاله «خیر و شر در جهان» داده خواهد شد.
خلاصه
1 نتیجه كار اختیارى از آن جهت كه منتهى الیه آن است غایت و از آن جهت كه از آغاز مورد نظر و قصد فاعل بوده است هدف و غرض و از آن جهت كه مطلوبیت آن علت انجام كار شده است علت غائى نامیده مى‏شود .
2 نسبت بین موارد غایت بمعناى منتهى الیه حركت با موارد هدف عموم و خصوص من وجه است ولى گاهى واژه غایت بجاى علت غائى نیز بكار مى‏رود .
3 علت غائى كه موجب تعلق اراده فاعل به انجام كار خاصى مى‏شود در افعال انسانى همان شوق به حصول نتیجه كار است ولى مى‏توان مفهوم تجرید شده‏اى را در نظر گرفت كه در مجردات تام نیز صادق باشد مانند مفهوم محبوبیت و مطلوبیت .
4 مطلوبیت كارى كه از نفوس متعلق به ماده سر مى‏زند تابع مطلوبیت نتیجه‏اى است كه بر آن مترتب مى‏شود اما در افعال مجردات مطلوبیت فعل تابع محبوبیت كمالى است كه در ذات ایشان وجود دارد و منشا صدور فعل مى‏گردد و بهر حال مطلوبیت فعل فرعى و تبعى است .
5 ممكن است‏یك فعل اختیارى چند هدف طولى داشته باشد و هدف نهائى و اصلى هر فاعلى همان است كه بالاصاله مورد توجه و محبت و شوق او قرار گرفته است و مطلوبیت اهداف دیگر و همچنین مطلوبیت مقدمات و وسائل كار در شعاع هدف نهائى حاصل مى‏شود .
6 همچنین ممكن است‏یك فعل اختیارى چند هدف عرضى داشته باشد ولى معمولا انسان یكى از آثار مطلوب كار را مورد توجه قرار مى‏دهد و یا به سایر آثار توجهى ندارد یا انگیزه‏اى براى دستیابى به آنها ندارد چنانكه ممكن است در اثر ضعف بینش و همت انگیزه رسیدن به اهداف نهائى نداشته باشد و آنچه براى فاعلهاى بلند همت هدف متوسط است براى فاعل دیگرى هدف نهائى باشد بخلاف مجردات تام كه به همه اهداف طولى و عرضى توجه دارند و هر كدام از آنها بحسب مرتبه كمالشان مطلوبیتى خواهد داشت .
7 علت غائى براى هر كار اختیارى ضرورت دارد و حقیقت آن محبت‏یا شوقى است كه در درون فاعل مختار وجود دارد و علت غائى نامیدن نتیجه كار به این لحاظ است كه محبت و شوق فاعل به حصول آن تعلق مى‏گیرد .
8 افعال الهى نیز از این قاعده مستثنى نیست و هر چند ذات مقدس الهى از شوق نفسانى و داعى زائد بر ذات منزه است اما حب به كمال و خیر كه بالاصاله بذات خودش و بالتبع به آثار وى تعلق مى‏گیرد علت غائى براى همه افعال اوست و این صفت نیز مانند سایر صفات ذاتیه عین ذات مقدسش مى‏باشد .
9 محبوبیت‏خیر و كمال همه مخلوقات در یك مرتبه نیست از طرفى هر معلولى در سایه علت فاعلى‏اش مطلوبیت مى‏یابد و از طرف دیگر در میان معلولات هم عرض و متزاحم هر كدام داراى كمال بیشترى باشد از اصالت نسبى در مطلوبیت برخوردار خواهد بود .
10 در موجودات مادى كه داراى تكامل تدریجى هستند مى‏توان مراحل نقص را مقدمه‏اى براى مرحله كمال آنها دانست و هدف از آفرینش آنها را در جهان مادى رسیدن به مرحله كمالشان قلمداد كرد همچنین هر موجود مادى كه نسبت به موجود دیگرى ناقصتر باشد و بتواند زمینه پیدایش یا رشد و تكامل آن را فراهم كند جنبه مقدمیتى نسبت به آن خواهد داشت چنانكه موجود كاملتر از نوعى اصالت نسبت به آن بر خوردار خواهد بود و بر این اساس مى‏توان پیدایش نوع انسان را هدفى براى آفرینش جهان مادى و پیدایش انسان كامل را هدف آفرینش نوع انسان بحساب آورد چنانكه از آیات كریمه قرآن نیز استفاده مى‏شود .
11 قول كسانى كه علت غائى از افعال الهى را نفى كرده‏اند مانند شیخ اشراق مى‏توان به این صورت تاویل كرد كه منظور ایشان نفى هدف ذاتى زائد بر ذات بوده است .
12 نیز قول كسانى كه هدف آفرینش را سود رساندن یا تكامل مخلوقات شمرده‏اند مى‏توان حمل بر اهداف تبعى نمود.
[1]. ر. ك: آل عمران 191 ص 27 انبیاء 16 17 دخان 38 39 جاثیه 22 ابراهیم 19 حجر 85 نحل 3 عنكبوت 44 روم 8 مؤمنون 5 11.
[2]. ر ك هود 7 ملك 2 كهف 7.
[3]. ر. ك: ذاریات 56 یس 61.
[4]. ر. ك: هود 108 و 119 جاثیه 23 آل عمران 15 توبه 72.

منبع:سایت نور پرتال]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>راهنمایی</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4208</link>
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 07:56:40 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4208</guid>
			<description><![CDATA[با سلام. من دو ساله که مواد مصرف می کنم.از تریاک شروع کردم وکراک و ترامادول و الان هم شیشه مصرف می کنم.آیا امیدی هست که من بتونم ترک کنم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام. من دو ساله که مواد مصرف می کنم.از تریاک شروع کردم وکراک و ترامادول و الان هم شیشه مصرف می کنم.آیا امیدی هست که من بتونم ترک کنم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>تبریک سال نو ( 1389)</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4207</link>
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 06:27:16 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4207</guid>
			<description><![CDATA[فصل زنده شدن و بیدار شدن بر جهان بشریت ، مبارک باشد ....
ما در شروع زندگی در بعد شما برای شما آغازی تازه داریم ، امیدوار هستیم که شما هم با طبیعت ، شروع به ابعاد بسیار گسترده ، چون اصوات موسیقی در بیکران بدرخشید و نتی باشید که بماند و خود ، کلید آنرا بیابید . می دانید که انسان خود اگر جستجو نکند ، اگر با همه کاوشگران ماهر ، همنشین باشد ، به موضوع واقعی نمی رسد ......

امیدوارم که سال جدید شمسی سالی  ، مملو از برکات مادی و معنوی  ، سالی همراه با اگاهی روز افزون ، سالی همراه با تزکیه ، گذشت و خدمت ، امید و شادی ، برای همه مسافران و  همسفران کنگره 60 باشد 

یا حق ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فصل زنده شدن و بیدار شدن بر جهان بشریت ، مبارک باشد ....
ما در شروع زندگی در بعد شما برای شما آغازی تازه داریم ، امیدوار هستیم که شما هم با طبیعت ، شروع به ابعاد بسیار گسترده ، چون اصوات موسیقی در بیکران بدرخشید و نتی باشید که بماند و خود ، کلید آنرا بیابید . می دانید که انسان خود اگر جستجو نکند ، اگر با همه کاوشگران ماهر ، همنشین باشد ، به موضوع واقعی نمی رسد ......

امیدوارم که سال جدید شمسی سالی  ، مملو از برکات مادی و معنوی  ، سالی همراه با اگاهی روز افزون ، سالی همراه با تزکیه ، گذشت و خدمت ، امید و شادی ، برای همه مسافران و  همسفران کنگره 60 باشد 

یا حق ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>واکنش مثبت</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4201</link>
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 04:12:37 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4201</guid>
			<description><![CDATA[آیا تا کنون از خود پرسیده اید؟ چرا گروهی از انسان ها بر مشکلات و موانع و ناهمواری های زندگی غلبه کرده و به اوج قله های موفقیت صعود می کنند و گروهی دیگر مغلوب سختی ها و ناملایمات می شوند و از پای در می آیند؟
چرا افرادی پیوسته برنده و سربلند هستند و گروهی با شکست و ناکامی مواجه اند؟
و از همه مهم تر این که، چرا موانع و تندی های روزگار گروهی را سرسخت و توانا و آبدیده می کند، برخی دیگر را ذلیل و بی چاره و ناتوان؟
واکنش مثبت در برابر موانع و ناملایمات، هرچند ممکن است در کوتاه مدت اثر نبخشد ولی در بلندمدت نتایج مثبت و سازنده آن شکوفا خواهد شد.  از طرف دیگر واکنش های منفی ممکن است همچون مسکن در کوتاه مدت مسائل را به ظاهر حل کند اما بعدها موجب بروز مشکلاتی جدی تر خواهد شد.
برنده ها پذیرفته اند که هر انسان زنده مشکل دارد، هر مشکل فرصتی است مغتنم برای پیشرفت و کسب موفقیت.
 مشکلات، انسان های با اراده را صیقل می دهد و به موفقیت نزدیک تر می کند. چراکه آنان از موانع و سنگ های بین راه پله می سازند.

حق یارتان دوستان./]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آیا تا کنون از خود پرسیده اید؟ چرا گروهی از انسان ها بر مشکلات و موانع و ناهمواری های زندگی غلبه کرده و به اوج قله های موفقیت صعود می کنند و گروهی دیگر مغلوب سختی ها و ناملایمات می شوند و از پای در می آیند؟
چرا افرادی پیوسته برنده و سربلند هستند و گروهی با شکست و ناکامی مواجه اند؟
و از همه مهم تر این که، چرا موانع و تندی های روزگار گروهی را سرسخت و توانا و آبدیده می کند، برخی دیگر را ذلیل و بی چاره و ناتوان؟
واکنش مثبت در برابر موانع و ناملایمات، هرچند ممکن است در کوتاه مدت اثر نبخشد ولی در بلندمدت نتایج مثبت و سازنده آن شکوفا خواهد شد.  از طرف دیگر واکنش های منفی ممکن است همچون مسکن در کوتاه مدت مسائل را به ظاهر حل کند اما بعدها موجب بروز مشکلاتی جدی تر خواهد شد.
برنده ها پذیرفته اند که هر انسان زنده مشکل دارد، هر مشکل فرصتی است مغتنم برای پیشرفت و کسب موفقیت.
 مشکلات، انسان های با اراده را صیقل می دهد و به موفقیت نزدیک تر می کند. چراکه آنان از موانع و سنگ های بین راه پله می سازند.

حق یارتان دوستان./]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>شكنجه، قتل و در آب يخ انداختن در كمپ‌هاي غير مجاز ترك اعتياد</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4199</link>
			<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 06:21:27 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4199</guid>
			<description><![CDATA[شكنجه، قتل و در آب يخ انداختن در كمپ‌هاي غير مجاز ترك اعتياد
خبرگزاري فارس: مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: بيش از هزار كمپ غير مجاز ترك اعتياد در كشور بدون مجوز فعال هستند كه كارهاي غير علمي مانند شكنجه، قتل و در آب يخ انداختن براي ترك معتادان در آنها رواج دارد




به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، فرهاد اقطار در نشست خبري كه امروز در سازمان بهزيستي برگزار شد، افزود: يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد در كشور وجود دارد و 800 هزار نفر به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند. 
وي گفت: 555 هزار و 771 نفر در مراكز آموزشي براي كنترل اعتياد آموزش ديده‌اند و 51 هزار و 136 نفر نيز در مهد‌كودك‌ها آموزش ديده‌اند. 
وي افزود: آموزش صرف پيشگيري از اعتياد جوابگو نيست و مهارت‌هاي زندگي را بايد به افراد آموزش داد و اگر يك نفر را از محيط اخراج كنيم هيچ فايده‌اي نخواهد داشت. 
به گفته وي طبق آمارهاي سال 86، معتادان افرادي بودند كه تحصيلات آنها در سطح پايين بوده است و ترك تحصيل كرده‌اند. 
اقطار اضافه كرد: طرح جامع ملي پيشگيري از اعتياد در دولت مصوب شده است كه تا پايان سال اين طرح به مراكز داده مي‌شود و از سال 89 اجرايي مي‌شود. 
وي افزود: در يكسري از سايت‌هاي علمي آمده است كه اگر در مدارس و مهد‌كودك‌ها از مواد مخدر صحبت شود دانش‌آموزان را تحريك مي‌كند و آنها نسبت به مواد مخدر جديد اطلاعات كسب مي‌كنند. كنجكاوي، لذت و تفريح از عوامل اصلي اعتياد در نوجوانان است به همين علت بروشورهايي كه در مدارس در مورد اعتياد بود، جمع شده است. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد اضافه كرد: مربيان و مسئولان مدارس بايد براي دانش‌آموزان برنامه‌ريزي كنند و مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان بايد آموخته شود و اين افراد بايد مهارت زندگي را به دانش‌آموزان آموزش دهند. 
وي افزود: سن بروز اعتياد پايين است و به 29 تا 35 سال كاهش يافته است كه اين سن بيشترين شيوع و بروز اعتياد در كشور است. 
اقطار افزود: الگوي مصرف در بين جوانان عوض شده است. بيشتر آنها معتادان تزريقي هستند و تزريق مواد مخدر باعث بروز برخي از بيماري‌هاي عفوني از جمله ايدز مي‌شود. 
وي گفت:كراك افغاني يكي از انواع مواد مخدر است كه در واقع هروئين فشرده خالص و بسيار خطرناك است. 
وي افزود: يكي از خوشبوكننده‌هاي PAN كراك است كه به عنوان خوشبو كننده دهان مصرف مي‌‌شود و در كشورهاي همجوار مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در برخي از استان‌هاي همجوار نيز استفاده مي‌شود اما اين خوشبو كننده‌ها اعتياد آورند و ممكن است مخلوطي از حشيش و آهك باشد كه آهك آن باعث سرطان دهان و لب مي‌شود. 
وي گفت: اعتياد از مصرف دخانيات شروع مي‌شود و بايد توجه داشت كه سن مصرف دخانيات نيز در كشور پايين آمده است و برخي از دانش‌آموزان از سنين راهنمايي شروع به مصرف مواد دخاني مي‌كند. بنابراين براي كنترل اعتياد موضوع دخانيات را نبايد از مواد مخدر جدا كرد. همچنين بايد فرهنگ جامعه را نسبت به مصرف قليان تغيير داد. 
وي افزود: 6 درصد از معتادان را زنان تشكيل مي‌دهد و 94 درصد آنها مرد هستند. 
وي همچنين گفت: روش‌هاي سم‌زدايي در مراكز غيردولتي و دولتي انجام مي‌گيرد كه به صورت بستري و اقامتي است. 


25 مركز اقامتي دولتي براي درمان معتادان وجود دارد كه 8 هزار و 766 نفر را در 9 ماهه اول سال پذيرش كرده‌اند. اقطار افزود: اميدوار هستيم همه اين مراكز خصوصي شوند به دليل اينكه در مراكز خصوصي امكانات بهتر ارائه داده مي‌شود و هزينه‌هاي درمان پايين‌تر است و رضايت بيماران نيز در اين مراكز بيشتر است. يك ميليارد تومان هزينه يارانه به اين مراكز داده‌ايم تا صرف بيماراني كه بي‌بضاعت هستند، بشود. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي گفت: 704 مركز اقامتي غير دولتي وجود دارد كه در 9 ماهه اول سال 167 هزار و 193 معتاد را پذيرش كرده‌اند. 
وي افزود: در مراكز سرپايي غير دولتي تمام روش‌ها مانند سم‌زدايي و متادون درماني استفاده مي‌شود. 

* نيروي انتظامي با كمپ‌هاي غير مجاز ترك اعتياد برخورد كند 




وي اضافه كرد: 111 كمپ ترك اعتياد پروانه و مجوز فعاليت دارند. حدود 40 تا 50 كمپ نيز در حال اخذ مجوز هستند. 
در 77 مركز كمپ مجاز 15 هزار و 383 نفر تحت پوشش قرار داده‌ايم. 95 كمپ غيرمجاز ترك اعتياد نيز وجود دارد كه قبلاً مجوز داشته‌اند اما زمان مجوز اين كمپ‌ها گذشته است و نيروي انتظامي بايد براي تعطيل آنها اقدام كند. 
وي گفت: كمپ‌هاي غيرمجاز غيرقانوني و آسيب‌زا هستند. اين مراكز فاقد تابلو هستند و كارهايي نظير شكنجه، قتل، مشكلات جدي در اين كمپ‌ها صورت مي گيرد به زنجير كشيدن در آب يخ انداختن معتادان براي ترك اعتياد آنها روش علمي نيست و برخي از كمپ‌هاي غيرمجاز چندين سال است كه فعاليت مي‌كنند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد اضافه كرد: هزار كمپ غيرقانوني در كشور وجود دارد و هيچ مجوزي از سازمان براي فعاليت دريافت نكرده‌اند و در اين كمپ‌ها روش‌هاي غيرعلمي را براي ترك اعتياد بكار مي‌برند. 
وي گفت: 36 مركز بستري غيردولتي وجود دارد كه افرادي در جامعه هستند و خانواده نمي‌‌توانند آنها را تحت پوشش قرار دهند در اين مراكز تحت پوشش قرار دهند كه 5 هزار و 977 نفر را تحت پوشش قرار داده‌اند. 
وي افزود: از 25 مركز اقامتي دولتي 19 مركز مجوز MMT دارند و از 734 مركز خصوصي 631 طرح نيز مجوز دارند. 
اقطار گفت: يكسري از مسائل كاهش آسيب در سازمان بهزيستي وجود دارد كه معتاداني كه تزريقي هستند در آنها به صورت گذرا نگهداري مي‌شود. 95 مركز گذرا وجود دارد كه 31 هزار و 795 نفر را تحت پوشش قرار داده است. در اين مراكز در مورد خطرات تزريق مواد به آنها آموزش داده مي‌شود و وسايل يكبار مصرف از جمله سرنگ، الكل، پنبه الكي به آنها داده مي‌شود. 
وي اضافه كرد: يك وعده غذاي گرم و لباس زير به آنها در اين مراكز به افراد داده مي‌شود و اين مراكز در كاهش ايدز از بسيار موثر بوده‌اند. 
وي افزود: 164 تيم سيار در كل كشور وجود دارد كه به معتادان آموزش مي‌دهند و وسايل يكبارمصرف در اختيار آنها قرار مي‌دهند. 23 هزار و 771 نفر تحت پوشش تيم سيار در 9 ماهه امسال قرار گرفته‌اند. 
وي گفت: 34 مركز شبانه وجود دارد كه از ساعت 7 تا 8 شب به اين مركز مي‌آيند يك وعده غذاي گرم مي‌خورند و تا صبح در آنجا اقامت دارند و سپس مرخص مي‌شوند. 926 تخت در اين مراكز وجود دارد و 15 هزار و 752 نفر را تحت پوشش قرار داده است. اين مراكز در تهران، استان خراسان رضوي و كرمان بيشتر است. 

*50 درصد معتادان خودشان براي ترك مراجعه مي‌كنند 
وي افزود: 50 درصد از معتادان خودشان به مراكز ترك اعتياد مراجعه مي‌كنند در مراكز اقامتي معتادان 3 تا 6 ماه اقامت مي‌كنند و 30 تا 40 درصد آنها ترك اعتياد مي‌كنند. 
مديركل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: سم‌زدايي به تنهايي ارزشي ندارد و بايد به وسيله روانشناسان در گروه‌هاي درماني و بيمه‌ها تحت پوشش قرار گيرد.اعتياد يك بيماري مزمن و عود كننده است. 
اقطار گفت: مواد استروئيزي نيز كه در باشگاه‌‌هاي ورزشي مورد استفاده ورزشكاران قرار مي‌گيرد باعث بروز سرطان‌هاي پروستات، ريزش مو، بيماري‌هاي جنسي و ناباروي مي‌شود كه هورمون‌هاي تستروني كه به ورزشكاران داده مي‌شود در آنها اعتياد به وجود مي‌آورد و يكبار مصرف مي‌تواند اعتياد را در فرد ايجاد كند و مواد مخدري مانند شيشه، آفتامين‌ها نيز اعتياد آور است. 

* 479 هزار نفر با خط ملي اعتياد تماس گرفتند 

مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: خط ملي اعتياد به شماره 09628 كاملاً رايگان است و از چهارم اسفند 87 تا آخر بهمن امسال 479 هزار نفر با اين خط تماس گرفته‌اند كه حدود 80 درصد از افرادي كه تماس گرفته‌اند. موفق شده‌‌اند با مشاور صحبت كنند. 
وي افزود: دو گروه افراد با خط ملي اعتياد تماس گرفته‌اند يكسري افراد سالمي بودند كه فرد معتاد در خانواده آنها وجود داشت و يك گروه ديگر معتاداني بودند كه براي دريافت مشاوره تماس گرفته‌ بودند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد بهزيستي اضافه كرد: 68 درصد تماس گيرندگان زنان و 32 درصد از تماس گيرندگان مردان بود. 86 درصد از تماس گيرندگان متأهل و 43 درصد از آنها تحصيلات ديپلم و پيش‌دانشگاهي داشته‌اند و 60 درصد از آنها خانه‌دار بوده ‌است 
اقطار گفت: 25 درصد از تماس گيرندگان مصرف كننده مواد مخدر و 75 درصد از آنها براي اعتياد همسر، برادر يا پدر خود تماس گرفته بودند. 
وي اضافه كرد: 45.3 درصد همسران، 25 درصد مادران، 15.7 درصد خواهران، 6.5 درصد پدران، 6.5 درصد برادران براي ترك اعتياد افراد خانواده با خط ملي اعتياد تماس گرفته بودند. بيشترين مشكلات اعتياد در خانواده‌‌هايي وجود داشت كه فرد متأهل بوده است و بيشترين ساعت تماس با خط ملي اعتياد صبح‌ها بوده است كه اين نشان مي‌دهد كه زنان براي پيشگيري از اعتياد در خانواده مقدم هستند. همچنين 76 درصد از تماس گيرندگان از تهران بوده است. 
اقطار گفت: 11.3 درصد از تماس گيرندگان از كرمان، 11 درصد از يزد، 7 درصد از هرمزگان، و يك درصد از سيستان و بلوچستان بوده است. 
وي افزود: در سال گذشته براي پيشگيري از اعتياد يك ميليارد تومان اعتبار اختصاص داده بودند و يك ميليارد تومان براي پيشگيري از اعتياد و يك ميليارد تومان براي درمان اعتياد اختصاص داده بودند و امسال 2 ميليارد تومان براي پيشگيري و 4 ميليارد تومان براي درمان اختصاص داده‌اند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: در سال گذشته 5 دستگاه خودپرداز سرنگ كه در كنار مراكز DIC مراكز گذري قرار داشت كه با انداختن يك سكه 25 توماني سرنگ و كاندوم دريافت مي‌كردند كه امسال با شركت سازنده صحبت شده است و 10 دستگاه ديگر اضافه مي‌شود و يك دستگاه خودپرداز سرنگ در شهرري افتتاح شد. 
اقطار همچنين گفت: 111 شلتر يا سرپناه در سازمان بهزيستي وجود دارد كه 6 تا از آنها براي زنان است. 
انتهاي پيام/ش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شكنجه، قتل و در آب يخ انداختن در كمپ‌هاي غير مجاز ترك اعتياد
خبرگزاري فارس: مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: بيش از هزار كمپ غير مجاز ترك اعتياد در كشور بدون مجوز فعال هستند كه كارهاي غير علمي مانند شكنجه، قتل و در آب يخ انداختن براي ترك معتادان در آنها رواج دارد




به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، فرهاد اقطار در نشست خبري كه امروز در سازمان بهزيستي برگزار شد، افزود: يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد در كشور وجود دارد و 800 هزار نفر به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند. 
وي گفت: 555 هزار و 771 نفر در مراكز آموزشي براي كنترل اعتياد آموزش ديده‌اند و 51 هزار و 136 نفر نيز در مهد‌كودك‌ها آموزش ديده‌اند. 
وي افزود: آموزش صرف پيشگيري از اعتياد جوابگو نيست و مهارت‌هاي زندگي را بايد به افراد آموزش داد و اگر يك نفر را از محيط اخراج كنيم هيچ فايده‌اي نخواهد داشت. 
به گفته وي طبق آمارهاي سال 86، معتادان افرادي بودند كه تحصيلات آنها در سطح پايين بوده است و ترك تحصيل كرده‌اند. 
اقطار اضافه كرد: طرح جامع ملي پيشگيري از اعتياد در دولت مصوب شده است كه تا پايان سال اين طرح به مراكز داده مي‌شود و از سال 89 اجرايي مي‌شود. 
وي افزود: در يكسري از سايت‌هاي علمي آمده است كه اگر در مدارس و مهد‌كودك‌ها از مواد مخدر صحبت شود دانش‌آموزان را تحريك مي‌كند و آنها نسبت به مواد مخدر جديد اطلاعات كسب مي‌كنند. كنجكاوي، لذت و تفريح از عوامل اصلي اعتياد در نوجوانان است به همين علت بروشورهايي كه در مدارس در مورد اعتياد بود، جمع شده است. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد اضافه كرد: مربيان و مسئولان مدارس بايد براي دانش‌آموزان برنامه‌ريزي كنند و مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان بايد آموخته شود و اين افراد بايد مهارت زندگي را به دانش‌آموزان آموزش دهند. 
وي افزود: سن بروز اعتياد پايين است و به 29 تا 35 سال كاهش يافته است كه اين سن بيشترين شيوع و بروز اعتياد در كشور است. 
اقطار افزود: الگوي مصرف در بين جوانان عوض شده است. بيشتر آنها معتادان تزريقي هستند و تزريق مواد مخدر باعث بروز برخي از بيماري‌هاي عفوني از جمله ايدز مي‌شود. 
وي گفت:كراك افغاني يكي از انواع مواد مخدر است كه در واقع هروئين فشرده خالص و بسيار خطرناك است. 
وي افزود: يكي از خوشبوكننده‌هاي PAN كراك است كه به عنوان خوشبو كننده دهان مصرف مي‌‌شود و در كشورهاي همجوار مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در برخي از استان‌هاي همجوار نيز استفاده مي‌شود اما اين خوشبو كننده‌ها اعتياد آورند و ممكن است مخلوطي از حشيش و آهك باشد كه آهك آن باعث سرطان دهان و لب مي‌شود. 
وي گفت: اعتياد از مصرف دخانيات شروع مي‌شود و بايد توجه داشت كه سن مصرف دخانيات نيز در كشور پايين آمده است و برخي از دانش‌آموزان از سنين راهنمايي شروع به مصرف مواد دخاني مي‌كند. بنابراين براي كنترل اعتياد موضوع دخانيات را نبايد از مواد مخدر جدا كرد. همچنين بايد فرهنگ جامعه را نسبت به مصرف قليان تغيير داد. 
وي افزود: 6 درصد از معتادان را زنان تشكيل مي‌دهد و 94 درصد آنها مرد هستند. 
وي همچنين گفت: روش‌هاي سم‌زدايي در مراكز غيردولتي و دولتي انجام مي‌گيرد كه به صورت بستري و اقامتي است. 


25 مركز اقامتي دولتي براي درمان معتادان وجود دارد كه 8 هزار و 766 نفر را در 9 ماهه اول سال پذيرش كرده‌اند. اقطار افزود: اميدوار هستيم همه اين مراكز خصوصي شوند به دليل اينكه در مراكز خصوصي امكانات بهتر ارائه داده مي‌شود و هزينه‌هاي درمان پايين‌تر است و رضايت بيماران نيز در اين مراكز بيشتر است. يك ميليارد تومان هزينه يارانه به اين مراكز داده‌ايم تا صرف بيماراني كه بي‌بضاعت هستند، بشود. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي گفت: 704 مركز اقامتي غير دولتي وجود دارد كه در 9 ماهه اول سال 167 هزار و 193 معتاد را پذيرش كرده‌اند. 
وي افزود: در مراكز سرپايي غير دولتي تمام روش‌ها مانند سم‌زدايي و متادون درماني استفاده مي‌شود. 

* نيروي انتظامي با كمپ‌هاي غير مجاز ترك اعتياد برخورد كند 




وي اضافه كرد: 111 كمپ ترك اعتياد پروانه و مجوز فعاليت دارند. حدود 40 تا 50 كمپ نيز در حال اخذ مجوز هستند. 
در 77 مركز كمپ مجاز 15 هزار و 383 نفر تحت پوشش قرار داده‌ايم. 95 كمپ غيرمجاز ترك اعتياد نيز وجود دارد كه قبلاً مجوز داشته‌اند اما زمان مجوز اين كمپ‌ها گذشته است و نيروي انتظامي بايد براي تعطيل آنها اقدام كند. 
وي گفت: كمپ‌هاي غيرمجاز غيرقانوني و آسيب‌زا هستند. اين مراكز فاقد تابلو هستند و كارهايي نظير شكنجه، قتل، مشكلات جدي در اين كمپ‌ها صورت مي گيرد به زنجير كشيدن در آب يخ انداختن معتادان براي ترك اعتياد آنها روش علمي نيست و برخي از كمپ‌هاي غيرمجاز چندين سال است كه فعاليت مي‌كنند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد اضافه كرد: هزار كمپ غيرقانوني در كشور وجود دارد و هيچ مجوزي از سازمان براي فعاليت دريافت نكرده‌اند و در اين كمپ‌ها روش‌هاي غيرعلمي را براي ترك اعتياد بكار مي‌برند. 
وي گفت: 36 مركز بستري غيردولتي وجود دارد كه افرادي در جامعه هستند و خانواده نمي‌‌توانند آنها را تحت پوشش قرار دهند در اين مراكز تحت پوشش قرار دهند كه 5 هزار و 977 نفر را تحت پوشش قرار داده‌اند. 
وي افزود: از 25 مركز اقامتي دولتي 19 مركز مجوز MMT دارند و از 734 مركز خصوصي 631 طرح نيز مجوز دارند. 
اقطار گفت: يكسري از مسائل كاهش آسيب در سازمان بهزيستي وجود دارد كه معتاداني كه تزريقي هستند در آنها به صورت گذرا نگهداري مي‌شود. 95 مركز گذرا وجود دارد كه 31 هزار و 795 نفر را تحت پوشش قرار داده است. در اين مراكز در مورد خطرات تزريق مواد به آنها آموزش داده مي‌شود و وسايل يكبار مصرف از جمله سرنگ، الكل، پنبه الكي به آنها داده مي‌شود. 
وي اضافه كرد: يك وعده غذاي گرم و لباس زير به آنها در اين مراكز به افراد داده مي‌شود و اين مراكز در كاهش ايدز از بسيار موثر بوده‌اند. 
وي افزود: 164 تيم سيار در كل كشور وجود دارد كه به معتادان آموزش مي‌دهند و وسايل يكبارمصرف در اختيار آنها قرار مي‌دهند. 23 هزار و 771 نفر تحت پوشش تيم سيار در 9 ماهه امسال قرار گرفته‌اند. 
وي گفت: 34 مركز شبانه وجود دارد كه از ساعت 7 تا 8 شب به اين مركز مي‌آيند يك وعده غذاي گرم مي‌خورند و تا صبح در آنجا اقامت دارند و سپس مرخص مي‌شوند. 926 تخت در اين مراكز وجود دارد و 15 هزار و 752 نفر را تحت پوشش قرار داده است. اين مراكز در تهران، استان خراسان رضوي و كرمان بيشتر است. 

*50 درصد معتادان خودشان براي ترك مراجعه مي‌كنند 
وي افزود: 50 درصد از معتادان خودشان به مراكز ترك اعتياد مراجعه مي‌كنند در مراكز اقامتي معتادان 3 تا 6 ماه اقامت مي‌كنند و 30 تا 40 درصد آنها ترك اعتياد مي‌كنند. 
مديركل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: سم‌زدايي به تنهايي ارزشي ندارد و بايد به وسيله روانشناسان در گروه‌هاي درماني و بيمه‌ها تحت پوشش قرار گيرد.اعتياد يك بيماري مزمن و عود كننده است. 
اقطار گفت: مواد استروئيزي نيز كه در باشگاه‌‌هاي ورزشي مورد استفاده ورزشكاران قرار مي‌گيرد باعث بروز سرطان‌هاي پروستات، ريزش مو، بيماري‌هاي جنسي و ناباروي مي‌شود كه هورمون‌هاي تستروني كه به ورزشكاران داده مي‌شود در آنها اعتياد به وجود مي‌آورد و يكبار مصرف مي‌تواند اعتياد را در فرد ايجاد كند و مواد مخدري مانند شيشه، آفتامين‌ها نيز اعتياد آور است. 

* 479 هزار نفر با خط ملي اعتياد تماس گرفتند 

مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: خط ملي اعتياد به شماره 09628 كاملاً رايگان است و از چهارم اسفند 87 تا آخر بهمن امسال 479 هزار نفر با اين خط تماس گرفته‌اند كه حدود 80 درصد از افرادي كه تماس گرفته‌اند. موفق شده‌‌اند با مشاور صحبت كنند. 
وي افزود: دو گروه افراد با خط ملي اعتياد تماس گرفته‌اند يكسري افراد سالمي بودند كه فرد معتاد در خانواده آنها وجود داشت و يك گروه ديگر معتاداني بودند كه براي دريافت مشاوره تماس گرفته‌ بودند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد بهزيستي اضافه كرد: 68 درصد تماس گيرندگان زنان و 32 درصد از تماس گيرندگان مردان بود. 86 درصد از تماس گيرندگان متأهل و 43 درصد از آنها تحصيلات ديپلم و پيش‌دانشگاهي داشته‌اند و 60 درصد از آنها خانه‌دار بوده ‌است 
اقطار گفت: 25 درصد از تماس گيرندگان مصرف كننده مواد مخدر و 75 درصد از آنها براي اعتياد همسر، برادر يا پدر خود تماس گرفته بودند. 
وي اضافه كرد: 45.3 درصد همسران، 25 درصد مادران، 15.7 درصد خواهران، 6.5 درصد پدران، 6.5 درصد برادران براي ترك اعتياد افراد خانواده با خط ملي اعتياد تماس گرفته بودند. بيشترين مشكلات اعتياد در خانواده‌‌هايي وجود داشت كه فرد متأهل بوده است و بيشترين ساعت تماس با خط ملي اعتياد صبح‌ها بوده است كه اين نشان مي‌دهد كه زنان براي پيشگيري از اعتياد در خانواده مقدم هستند. همچنين 76 درصد از تماس گيرندگان از تهران بوده است. 
اقطار گفت: 11.3 درصد از تماس گيرندگان از كرمان، 11 درصد از يزد، 7 درصد از هرمزگان، و يك درصد از سيستان و بلوچستان بوده است. 
وي افزود: در سال گذشته براي پيشگيري از اعتياد يك ميليارد تومان اعتبار اختصاص داده بودند و يك ميليارد تومان براي پيشگيري از اعتياد و يك ميليارد تومان براي درمان اعتياد اختصاص داده بودند و امسال 2 ميليارد تومان براي پيشگيري و 4 ميليارد تومان براي درمان اختصاص داده‌اند. 
مدير كل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد گفت: در سال گذشته 5 دستگاه خودپرداز سرنگ كه در كنار مراكز DIC مراكز گذري قرار داشت كه با انداختن يك سكه 25 توماني سرنگ و كاندوم دريافت مي‌كردند كه امسال با شركت سازنده صحبت شده است و 10 دستگاه ديگر اضافه مي‌شود و يك دستگاه خودپرداز سرنگ در شهرري افتتاح شد. 
اقطار همچنين گفت: 111 شلتر يا سرپناه در سازمان بهزيستي وجود دارد كه 6 تا از آنها براي زنان است. 
انتهاي پيام/ش]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>فرمان پرواز</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4198</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 17:00:22 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4198</guid>
			<description><![CDATA[
همه ما روزی بهترینِ خلق بودیم و در بهترین مکان سکنی داشتیم اما از بد حادثه از جایی سر درآوردیم که بر خلاف ظاهر زیبا و فریبنده اش تنها باعث زحمت ما شد.
در بالاترین نقطه بودیم و از سر بی تفکری در پایین ترین نقطه خود را یافتیم.در آسمانها و بالای زمین در پرواز بودیم اما از سر نادانی پرو بال را گذاشتیم و به فریبی زمینی شدیم.
وقتی زمینی می شوی، زمینی هم فکر می کنی و زمینی هم زندگی می کنی ،زمینی شدن رنج و مرارت ها یخود را دارد.برای خلاصی از این همه رنج وناملایمتی تنها یک راه وجود دارد و آن راه آسمان و آسمانی شدن است ،باید پا را فراموش کرد و با یافتن پرِ پرواز دوباره فرمان پرواز را دریافت کنیم.
می گویند بهشت را به بها دهند نه به بهانه.اما افسوس تنها بهانه گیری را آموخته ام و هر لحظه و هر جا دلم بهانه بهشت و بهشتی بودن را می گیرد ولی راه را نمی یابم.چرا؟!شاید هنوز چشم از زمین و لذتهای کاذب و خیالی اش برنداشته ام و بیکران آسمان را با تمام وسعت و عظمت و زیبایی اش نمی بینم .همان است که می گویند ؛چشم دل باز کن که جان بینی، آنچه نادیدنی است آن بینی؟! برای دیدن آن،باید آن شد ! اما چگونه؟؟
به گمانم باید عنان از کف رفته را دوباره در دست گرفت .با عنان از دست دادن ،مدت زمانی را در کوچه پس کوچه های چگونه و چطورها سرگردان شدم،زمانی که از گشتن به دور خود همچون اسب عصاری ،خسته شدم و سر به آسمان برآوردم و فریاد زدم خدایا! چه کنم؟ بیکران آسمان را با تمام زیبایی و عظمت دیدم و دری به آسمان در برابرم باز بود که می باید راه خود را
به سویش می یافتم.
تاریکی اطرافم کم کم رنگ باخت و نورتابیدن گرفت. دلم لرزید  و گرم شد . چشمم باز شد و در راه افتادم،راهی که رو به سوی نور داشت و افقی از رنگ و امید در برابرم ظاهر شد .به شوق رسیدن به رنگین کمان ِ زندگی ،قدمهایم را محکم و مصمم تر برداشتم. 
فرمانها بر قلبم فرود می آمد و زشتیهایی که بر وجودم سایه افکنده بود داشت رنگ می باخت.با در راه افتادن چنان شد که وجود خودم از یاد ببرد و آن وجود تاریک با عبور از یخبندان و گذشتن از مسیرهای سخت و دشوار و آشنا شدن با موجوداتی دوست داشتنی و پر شور که محبت در وجودشان موج می زد  و برای یاریم آمده بودند ؛کمی روشن شد .
در پایان این سفر ،امروزدر می یابم که چقدر با دیروز متفاوت شده ام.دیگر آن انسان رنجور و غمگین و خموده نیستم و نیک می دانم اگر از راه باز نمانم ؛اگر دلمشغولی های خیالی و واهی به خود مشغولم نکند،روزی خواهد رسید که پا از زمین برخواهم داشت و دوباره به پرواز درخواهم آمد.
پرواز از پایین ترین نقطه به بالاترین نقطۀ ممکن که حتی خارج از تصور باشد و می توان صعود کرد بر افلاکی که روزی از آن به زمین فرود آمدم.
اما تو نیز بدان؛ امروز اگر تو هم اینجایی ،در میان ما،قوت و قوّت ،همانگونه که برای من وما مهیا بوده ؛ برای تو نیز مهیاست،تنها کافی است که قدم در راه بگذاری ؛آنگاه با تمام وجود خواهی دید که هستی و وجود ،حضور دوباره ات را که با خواستِ بودن و خوب بودن همراه است جشن گرفته اند و در این تدبیرند  چه کنند تا تو که روزی بهترین بودی دوباره بهترین باشی.
 پس بر خود و خالق خود جفا کار نباش و با حرکت در مسیر نور دوباره نور شو تا زمین و سماء میلاد دوباره ات را جشن بگیرند.

 روز و روزگارتان همیشه بهاری و سرشار از سرزندگی باد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[
همه ما روزی بهترینِ خلق بودیم و در بهترین مکان سکنی داشتیم اما از بد حادثه از جایی سر درآوردیم که بر خلاف ظاهر زیبا و فریبنده اش تنها باعث زحمت ما شد.
در بالاترین نقطه بودیم و از سر بی تفکری در پایین ترین نقطه خود را یافتیم.در آسمانها و بالای زمین در پرواز بودیم اما از سر نادانی پرو بال را گذاشتیم و به فریبی زمینی شدیم.
وقتی زمینی می شوی، زمینی هم فکر می کنی و زمینی هم زندگی می کنی ،زمینی شدن رنج و مرارت ها یخود را دارد.برای خلاصی از این همه رنج وناملایمتی تنها یک راه وجود دارد و آن راه آسمان و آسمانی شدن است ،باید پا را فراموش کرد و با یافتن پرِ پرواز دوباره فرمان پرواز را دریافت کنیم.
می گویند بهشت را به بها دهند نه به بهانه.اما افسوس تنها بهانه گیری را آموخته ام و هر لحظه و هر جا دلم بهانه بهشت و بهشتی بودن را می گیرد ولی راه را نمی یابم.چرا؟!شاید هنوز چشم از زمین و لذتهای کاذب و خیالی اش برنداشته ام و بیکران آسمان را با تمام وسعت و عظمت و زیبایی اش نمی بینم .همان است که می گویند ؛چشم دل باز کن که جان بینی، آنچه نادیدنی است آن بینی؟! برای دیدن آن،باید آن شد ! اما چگونه؟؟
به گمانم باید عنان از کف رفته را دوباره در دست گرفت .با عنان از دست دادن ،مدت زمانی را در کوچه پس کوچه های چگونه و چطورها سرگردان شدم،زمانی که از گشتن به دور خود همچون اسب عصاری ،خسته شدم و سر به آسمان برآوردم و فریاد زدم خدایا! چه کنم؟ بیکران آسمان را با تمام زیبایی و عظمت دیدم و دری به آسمان در برابرم باز بود که می باید راه خود را
به سویش می یافتم.
تاریکی اطرافم کم کم رنگ باخت و نورتابیدن گرفت. دلم لرزید  و گرم شد . چشمم باز شد و در راه افتادم،راهی که رو به سوی نور داشت و افقی از رنگ و امید در برابرم ظاهر شد .به شوق رسیدن به رنگین کمان ِ زندگی ،قدمهایم را محکم و مصمم تر برداشتم. 
فرمانها بر قلبم فرود می آمد و زشتیهایی که بر وجودم سایه افکنده بود داشت رنگ می باخت.با در راه افتادن چنان شد که وجود خودم از یاد ببرد و آن وجود تاریک با عبور از یخبندان و گذشتن از مسیرهای سخت و دشوار و آشنا شدن با موجوداتی دوست داشتنی و پر شور که محبت در وجودشان موج می زد  و برای یاریم آمده بودند ؛کمی روشن شد .
در پایان این سفر ،امروزدر می یابم که چقدر با دیروز متفاوت شده ام.دیگر آن انسان رنجور و غمگین و خموده نیستم و نیک می دانم اگر از راه باز نمانم ؛اگر دلمشغولی های خیالی و واهی به خود مشغولم نکند،روزی خواهد رسید که پا از زمین برخواهم داشت و دوباره به پرواز درخواهم آمد.
پرواز از پایین ترین نقطه به بالاترین نقطۀ ممکن که حتی خارج از تصور باشد و می توان صعود کرد بر افلاکی که روزی از آن به زمین فرود آمدم.
اما تو نیز بدان؛ امروز اگر تو هم اینجایی ،در میان ما،قوت و قوّت ،همانگونه که برای من وما مهیا بوده ؛ برای تو نیز مهیاست،تنها کافی است که قدم در راه بگذاری ؛آنگاه با تمام وجود خواهی دید که هستی و وجود ،حضور دوباره ات را که با خواستِ بودن و خوب بودن همراه است جشن گرفته اند و در این تدبیرند  چه کنند تا تو که روزی بهترین بودی دوباره بهترین باشی.
 پس بر خود و خالق خود جفا کار نباش و با حرکت در مسیر نور دوباره نور شو تا زمین و سماء میلاد دوباره ات را جشن بگیرند.

 روز و روزگارتان همیشه بهاری و سرشار از سرزندگی باد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>جشن همسفر در شعبه آکادمی</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4197</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 16:41:44 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4197</guid>
			<description><![CDATA[
یکی از مراسمی که همه ساله در کنگره 60برگزار می شود جشن همسفر است .برگزاری این مراسم کلاً به عهده همسفران می باشد .این جشن به منظور قدردانی مسافران از همسفران خود برگزار می شود و مسافران در این روز به همسفران خود هدیه می دهند .
روز همسفر در کنگره 60،سالروز تولد فلورانس نایتینگرل و روز جهانی پرستار است .نقش همسفران در درمان اعتیاد ،بسیار مهم است و کنگره 60 به همین منظور کارگاه های ویژه آموزش خانواده ها را برگزار می کند و در حال حاضر بخش مربوط به خانواده ها در کنگره 60 بسیار قوی و فعال عمل می کند و به تعبیر نگهبان کنگره 60 یکی از دوبال پرواز کنگره 60 محسوب می شوند.
در شعبه آکادمی هم مانند تمام شعب کنگره ، در هفته همسفر ،این روز را گرامی داشتند ؛روزسه شنبه گذشته 4 اسفند ماه این جشن با شکوه خاصی برگزار شد .



(از راست به چپ:سرکار خانم آنی دژاکام - خانم زهرا حاج محمدی«نگهبان جلسه» - خانم فهیمه فرشاد «استاد جلسه»)

در این روز خانم فهیمه همسفر آقایان رضا و حمید رضا فرشاد در جایگاه استادی قرار گرفتند و در مورد همسفران فرمودند:

ما همسفران در زمان مصرف در هشیاری در کنار مسافران خود بودیم و مسلماً آنکه هوشیار تر است بیشتر دچار رنج می شود و تخریب های اعتیاد را بیشتر متوجه می شود.
همسفران باید اول در کارگاه های آموزشی قرار گیرند وآموزش ببینند تا راه کارها را بیاموزند.قبل از کنگره ما همسفران در اثر درگیری با مشکلاتی که اعتیاد پیش آورده بود نقش خود را در زندگی فراموش کرده بودیم و فکر می کردیم باید مصرف کننده ها خوب شوند تا زندگی ما هم درست شود.
همسفران در کنگره با استفاده از آموزشها و گوش کردن و بکار بستن صحبتهای راهنماها به آرامش می رسند ؛ چرا که در کنگره با بیماری اعتیاد و شخص مصرف کننده به گونه ای دیگر آشنا می شوند و در مورد اعتیاد تا حدودی به دانایی و آگاهی می رسند و دیدشان نسبت به اعتیاد تغییر می کند و در نتیجه به شخص مصرف کننده هم به گونه ای دیگر نگاه می کنند و این باعث می شود تا به یک آرامش نسبی برسند و این آرامش باعث می شود تا با محبت در کنار شخص مصرف کننده بهتر حرکت کنند .
در درجه دوم همسفر در کنگره می آموزد اعتیاد با تخریب جسم باعث برهم زدن تعادل  در شخص مصرف کننده مواد مخدر می شود و همسفر می آموزد که در کنار شخص مصرف کننده باشد و به او کمک کند تا دوره درمان را پشت سر بگذارد تا از این رهگذر خود نیز به آرامش برسد.
ما همسفران در قبال کنگره نیز مسئولیتی داریم و آن اینکه همانطور که با ورود ما به کنگره ، افرادی بودند که به ما آموزش دادند و باعث آرامش ما شدند ،بعد از رهایی و آموزش دیدن ما نیز وظیفه داریم تا دستگیر افرادی باشیم که به کنگره می آیند و به کمک و راهنمایی نیاز دارند ،به عبارتی آنچه آموختیم و باعث آرامش ما شد را با دیگران تقسیم می کنیم و به یاری دیگرانی که در آینده به جمع ما می پیوندند می شتابیم.
در پایان این روز را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان و نیز به همه مسافران و همسفران کنگره 60 تبریک گفته و برایشان روزهایی بهتر از امروز را آرزو کردند.

تعدادی از همسفران و مسافران نیز مشارکت نموده و ضمن تبریک بابت این روز و تشکر از همسفران کنگره 60 فرمودند:
آموزشهای کنگره را باید در عمل پیاده کرد و گرنه آمدن و رفتن به تنهایی سودی نه برای همسفر دارد و نه برای مسافر.به عبارتی باید از قوه به فعل رسید.
ندانم کاریهای همسفران در زمان اعتیاد و اینکه مدام د رمقابل مصرف کننده ها بودند تنها از سر ناآگاهی نسبت به مسئله اعتیاد بود و این کاررا بدتر می کرد وباعث می شد راه به جایی نبرند.ولی رفته رفته با آموزش های کنگره آموختند باید در طول مسیر در کنار مسافرشان چه کارهایی انجام دهند و از چه کارهایی بپرهیزند.یاد گرفتند در مقابل مسافرشان نایستند و دست در دست هم دادند تابه رهایی برسند.مسافران با آموزش و تغییر تبدیل به یک انسان رها شده می شوند و این در مورد همسفران نیز صادق است.یک همسفر هم باید با زمان قبل از کنگره فرق داشته باشد و با حضور در کلاسها  می آموزند مصرف کننده یک بیمار است و این پذیرش باعث احساس آرامش در مسافر می شود و این احساس امنیت سبب می شود یک دوره درمان خوب را سپری کند .
یک مصرف کننده در طول دوره درمان می آموزد ترس و انکار و پنهان  کاری را کنار بگذارد و همسفر هم  ایمان و محبت و عدم مقاومت را می آموزد تا بتوانند به واقع دوبال پرواز باشند.
با نام همسفر هر یک از اعضا خانواده یک هویت دوباره پیدا می کنند که باید قدر آن را دانست .شرط انصاف نبود اگر تنها مسافر می آمد و به درمان می رسید؛ که ما همسفران دوره تاریکی را با آنها گذرانده بودیم ،پس باید برای سفر به سوی نور هم همراه آنها می بودیم،و کنگره این شرایط را فراهم کرد و با تدبیری درست خانواده ها را در کنار مصرف کننده ها قرار داد تا با هم حرکت کنند و از تاریکی اعتیاد خارج شوند و نور را تجربه کنند.
مسافران با همراهی همسفران به آرامش می رسند و در طول دوره درمان، با تمام سختیهایش ، لذت می برند و با خیال راحت مشغول درمان می شوند.
عده ای از مسافران اذعان داشتند که موفقیت خود را در طول سفر مدیون حرکت و محبت همسفرانشان هستند و از برکت وجود همسفر است که در زندگی آنها تغییر و تحول بوجود آمده است و هر چند تشکر از همسفران مشکل و سخت است اما با حرکت درست در مسیر درمان می توان گوشه ای از محبت آنها را قدر دانست.
مسافران اظهار خوشحالی کردند که کسانی را در کنار خود دارند به نام همسفر که در کنارشان حرکت می کنند و تخریبهای مصرف را همانگونه که در کنار آنها تجربه کردند اکنون آرامش را نیز با آموزش دیدن در کنگره و همراه شدن با مسافران تجربه می کنند.

آقای امین دژاکام نیز به عنوان یکی از همسفران جناب مهندس دژاکام ضمن تبریک روز همسفر به تمامی همسفران کنگره 60 فرمودند:

همسفران به عنوان نزدیک ترین فرد به شخص مصرف کننده ،همراه آنها به تاریکی رفتند و حاضر شدند آزمایش سختی را قبول کنند و رنجشهای زیادی را تحمل کردند که کارش کار هرکس نیست؛چرا که انسان باید از خیلی خواسته های خود بگذرد تا همراه کسی باشد که در تاریکی اعتیاد فرو رفته است.سالهای زیادی می گذرد از زمانهای یک زندگی تا شخص بتواند نقش همسفر را بازی کند.
در زندگی بازی های مختلفی است ،در بازی های انفرادی ،آوردن مقام تنها به خود شخص بستگی دارد اما زندگی  یک بازی تیمی است و اینجا نقش یک نفر تعیین کننده نیست و حرکت غلط یک نفر کل سیستم را دچار مشکل می کند .هر چند خروج از تاریکی به خواست شخص است و با خواست فرد است که  فرمان خروج از تاریکی صادر می شود اما در خانواده اگر یکی در تاریکی فرو رود ،نقش طرف مقابل هم خیلی موثر است که اگر حرکت غلط باشد باعث می شود هر دو نفر در تاریکی بمانند.
رشته محبتی که بین انسانها ایجاد می شود دو سر دارد ،که می تواند باعث خروج از تاریکی شود .وقتی ریشه محبت خشک شود در تاریکی می مانیم.
در همسفر بودن باید از خود گذشتگی باشد و همسفر باید از بعضی چیزها بگذرد.برای ساختن بنای جدید باید بنای قبلی خراب شود و از دست دادن بنا کار راحتی نیست.تمام کسانی که اینجا هستند راه سختی را رفته اند و سختی زیادی را متحمل شده اند اما این راهِ ادامه دار، محصولش برای همه کسانی که می شناسید خواهد بود.امیدوارم امکان این فراهم شود نیروهایی که اینجا آموزش دیده اند بتوانند آموخته های خود را در اختیار دیگرانی که به آن نیاز دارند قرار دهند.
کار همسفران تمامی ندارد و از آن کارهایی است که بازنشستگی هم ندارد.مشکلات هست ،اماکسانی که این آزمون همسفری را تجربه می کنند حرف زیادی برای گفتن به همنوعان خود دارند.وقتی اندیشه ای صالح می شود محیط اطراف خود را نیز اصلاح می کند و در نتیجه شهرو جامعه هم درست می شود.
موانعی در سفر اول و سفر دوم هست که باعث تزکیه می شود.همه از یک قانون ثابت پیروی می کند. وقتی عیبی را در کسی می بینید وناراحت می شوید یعنی آن حقیقت را خود هم داریم و وقتی کمک می کنیم تا این عیب برطرف شود ،هر چند ممکن است سخت باشد اما در درون خود نیز این عیب را برطرف می کنیم.امید که روز به روز موفق تر باشید و شادی در زندگیتان بیشتر باشد.

سرکار خانم آنی نیز ضمن تبریک این روز به همه مسافران وهمسفران فرمودند:

بی خانمان تنها کسانی نیستند که خانه ندارند بلکه کسانی هستند که احساس زندگی ندارند و مفهوم دوست داشتن را نمی دانند.بقای خانواده در گرو رفتار ماست.به استقامت و صبر و پایداری و استمرار شما در آمدن و تحمل شما ، باید تبریک گفت .در ادامه فرمودند به آنها که رها شده اند این روز را تبریک می گویم و برای آنها که هنوز رها نشده اند آرزو می کنم سر وقت رها شوند.  

در نهایت جناب مهندس دژاکام جلسه را با کلام پر مهرشان آذین بستند و فرمودند:

چقدر خوب است که یاد بگیریم از انسانها تشکر کنیم .باید از زحمات دیگران تشکر کرد. مصرف کننده ها در زمان مصرف یک سری آدمهای مجنون هستند که تحت تاثیر خرابی سیستم شبه افیونی هستند و تخریب زیادی را ایجاد می کنند .
افراد خانواده هر کدام به زبانی صحبت می کردند و به جان هم می افتادند چراکه زبان هم را نمی فهمیدند.کنگره این افراد را به هم وصل کرد و همزبان شدند.
در کنگره به افراد خانواده ای که با یک مصرف کننده زندگی می کنند و از تخریبهای این افراد شکایت دارند می گوییم؛ آنها را رها کنید و در جلسات همسفران شرکت کنید و سازکار و زبان آنها را بیاموزید .
خوشبختانه جلسات همسفران خوب جواب داد و گروه همسفران یکی از بازوهای توانای کنگره 60 هستند و خوب بر کار مسلط شده اند .
حالا که مسافران از خواب سنگینی بیدار شده اند باید سازگار باشند و مثل اژدهای خفته ای نباشند که بعد از بیداری سرکشی  می کند و به قول معروف فیلشان یاد هندوستان نکند و اعضای خانواده را تحت پوشش داشته باشند و به آنها محبت کنند.
باید تلاش کرد تا ارکان خانواده را محکم و استوارنگه داشت.خوشحالم چرا که امروز همسفران بطور قطعی یک بال پرواز شده اند و از تشکیل جلسات همسفران آقا نیز بسیار خوشحالم.
و در پایان از همسفران خود تشکر و قدردانی کرده و فرمودند در برابر همسفرانم سر تسلیم و سپاس فرو می آورم.

در پایان هنگام اهداء ،هدایا از طرف مسافران به همسفران خود،شاهد صحنه هایی پر از شوق که محبت در آن موج می زد بودیم.فنا شدگانی که امروز نه تنها خود که خانواده خود را در کمال عشق و محبت یافته بودند و شاید فریادهایی که روزی لرزه بر اندام خانواده ها می انداخت امروز تبدیل به لبخندهایی شده بود که لرزه بر دل می انداخت.ازدیدن این همه محبت و عشق و زندگی ،کو دلی که نلرزد و کو چشمی که به اشک شوق تر نشود؟؟
روزگارتان همیشه آفتابی و روشن و دلهاتان همیشه مأمن محبت و صفا و پاکی باد.

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش  همه  ایمان شد تا باد چنین بادا!
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[
یکی از مراسمی که همه ساله در کنگره 60برگزار می شود جشن همسفر است .برگزاری این مراسم کلاً به عهده همسفران می باشد .این جشن به منظور قدردانی مسافران از همسفران خود برگزار می شود و مسافران در این روز به همسفران خود هدیه می دهند .
روز همسفر در کنگره 60،سالروز تولد فلورانس نایتینگرل و روز جهانی پرستار است .نقش همسفران در درمان اعتیاد ،بسیار مهم است و کنگره 60 به همین منظور کارگاه های ویژه آموزش خانواده ها را برگزار می کند و در حال حاضر بخش مربوط به خانواده ها در کنگره 60 بسیار قوی و فعال عمل می کند و به تعبیر نگهبان کنگره 60 یکی از دوبال پرواز کنگره 60 محسوب می شوند.
در شعبه آکادمی هم مانند تمام شعب کنگره ، در هفته همسفر ،این روز را گرامی داشتند ؛روزسه شنبه گذشته 4 اسفند ماه این جشن با شکوه خاصی برگزار شد .



(از راست به چپ:سرکار خانم آنی دژاکام - خانم زهرا حاج محمدی«نگهبان جلسه» - خانم فهیمه فرشاد «استاد جلسه»)

در این روز خانم فهیمه همسفر آقایان رضا و حمید رضا فرشاد در جایگاه استادی قرار گرفتند و در مورد همسفران فرمودند:

ما همسفران در زمان مصرف در هشیاری در کنار مسافران خود بودیم و مسلماً آنکه هوشیار تر است بیشتر دچار رنج می شود و تخریب های اعتیاد را بیشتر متوجه می شود.
همسفران باید اول در کارگاه های آموزشی قرار گیرند وآموزش ببینند تا راه کارها را بیاموزند.قبل از کنگره ما همسفران در اثر درگیری با مشکلاتی که اعتیاد پیش آورده بود نقش خود را در زندگی فراموش کرده بودیم و فکر می کردیم باید مصرف کننده ها خوب شوند تا زندگی ما هم درست شود.
همسفران در کنگره با استفاده از آموزشها و گوش کردن و بکار بستن صحبتهای راهنماها به آرامش می رسند ؛ چرا که در کنگره با بیماری اعتیاد و شخص مصرف کننده به گونه ای دیگر آشنا می شوند و در مورد اعتیاد تا حدودی به دانایی و آگاهی می رسند و دیدشان نسبت به اعتیاد تغییر می کند و در نتیجه به شخص مصرف کننده هم به گونه ای دیگر نگاه می کنند و این باعث می شود تا به یک آرامش نسبی برسند و این آرامش باعث می شود تا با محبت در کنار شخص مصرف کننده بهتر حرکت کنند .
در درجه دوم همسفر در کنگره می آموزد اعتیاد با تخریب جسم باعث برهم زدن تعادل  در شخص مصرف کننده مواد مخدر می شود و همسفر می آموزد که در کنار شخص مصرف کننده باشد و به او کمک کند تا دوره درمان را پشت سر بگذارد تا از این رهگذر خود نیز به آرامش برسد.
ما همسفران در قبال کنگره نیز مسئولیتی داریم و آن اینکه همانطور که با ورود ما به کنگره ، افرادی بودند که به ما آموزش دادند و باعث آرامش ما شدند ،بعد از رهایی و آموزش دیدن ما نیز وظیفه داریم تا دستگیر افرادی باشیم که به کنگره می آیند و به کمک و راهنمایی نیاز دارند ،به عبارتی آنچه آموختیم و باعث آرامش ما شد را با دیگران تقسیم می کنیم و به یاری دیگرانی که در آینده به جمع ما می پیوندند می شتابیم.
در پایان این روز را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان و نیز به همه مسافران و همسفران کنگره 60 تبریک گفته و برایشان روزهایی بهتر از امروز را آرزو کردند.

تعدادی از همسفران و مسافران نیز مشارکت نموده و ضمن تبریک بابت این روز و تشکر از همسفران کنگره 60 فرمودند:
آموزشهای کنگره را باید در عمل پیاده کرد و گرنه آمدن و رفتن به تنهایی سودی نه برای همسفر دارد و نه برای مسافر.به عبارتی باید از قوه به فعل رسید.
ندانم کاریهای همسفران در زمان اعتیاد و اینکه مدام د رمقابل مصرف کننده ها بودند تنها از سر ناآگاهی نسبت به مسئله اعتیاد بود و این کاررا بدتر می کرد وباعث می شد راه به جایی نبرند.ولی رفته رفته با آموزش های کنگره آموختند باید در طول مسیر در کنار مسافرشان چه کارهایی انجام دهند و از چه کارهایی بپرهیزند.یاد گرفتند در مقابل مسافرشان نایستند و دست در دست هم دادند تابه رهایی برسند.مسافران با آموزش و تغییر تبدیل به یک انسان رها شده می شوند و این در مورد همسفران نیز صادق است.یک همسفر هم باید با زمان قبل از کنگره فرق داشته باشد و با حضور در کلاسها  می آموزند مصرف کننده یک بیمار است و این پذیرش باعث احساس آرامش در مسافر می شود و این احساس امنیت سبب می شود یک دوره درمان خوب را سپری کند .
یک مصرف کننده در طول دوره درمان می آموزد ترس و انکار و پنهان  کاری را کنار بگذارد و همسفر هم  ایمان و محبت و عدم مقاومت را می آموزد تا بتوانند به واقع دوبال پرواز باشند.
با نام همسفر هر یک از اعضا خانواده یک هویت دوباره پیدا می کنند که باید قدر آن را دانست .شرط انصاف نبود اگر تنها مسافر می آمد و به درمان می رسید؛ که ما همسفران دوره تاریکی را با آنها گذرانده بودیم ،پس باید برای سفر به سوی نور هم همراه آنها می بودیم،و کنگره این شرایط را فراهم کرد و با تدبیری درست خانواده ها را در کنار مصرف کننده ها قرار داد تا با هم حرکت کنند و از تاریکی اعتیاد خارج شوند و نور را تجربه کنند.
مسافران با همراهی همسفران به آرامش می رسند و در طول دوره درمان، با تمام سختیهایش ، لذت می برند و با خیال راحت مشغول درمان می شوند.
عده ای از مسافران اذعان داشتند که موفقیت خود را در طول سفر مدیون حرکت و محبت همسفرانشان هستند و از برکت وجود همسفر است که در زندگی آنها تغییر و تحول بوجود آمده است و هر چند تشکر از همسفران مشکل و سخت است اما با حرکت درست در مسیر درمان می توان گوشه ای از محبت آنها را قدر دانست.
مسافران اظهار خوشحالی کردند که کسانی را در کنار خود دارند به نام همسفر که در کنارشان حرکت می کنند و تخریبهای مصرف را همانگونه که در کنار آنها تجربه کردند اکنون آرامش را نیز با آموزش دیدن در کنگره و همراه شدن با مسافران تجربه می کنند.

آقای امین دژاکام نیز به عنوان یکی از همسفران جناب مهندس دژاکام ضمن تبریک روز همسفر به تمامی همسفران کنگره 60 فرمودند:

همسفران به عنوان نزدیک ترین فرد به شخص مصرف کننده ،همراه آنها به تاریکی رفتند و حاضر شدند آزمایش سختی را قبول کنند و رنجشهای زیادی را تحمل کردند که کارش کار هرکس نیست؛چرا که انسان باید از خیلی خواسته های خود بگذرد تا همراه کسی باشد که در تاریکی اعتیاد فرو رفته است.سالهای زیادی می گذرد از زمانهای یک زندگی تا شخص بتواند نقش همسفر را بازی کند.
در زندگی بازی های مختلفی است ،در بازی های انفرادی ،آوردن مقام تنها به خود شخص بستگی دارد اما زندگی  یک بازی تیمی است و اینجا نقش یک نفر تعیین کننده نیست و حرکت غلط یک نفر کل سیستم را دچار مشکل می کند .هر چند خروج از تاریکی به خواست شخص است و با خواست فرد است که  فرمان خروج از تاریکی صادر می شود اما در خانواده اگر یکی در تاریکی فرو رود ،نقش طرف مقابل هم خیلی موثر است که اگر حرکت غلط باشد باعث می شود هر دو نفر در تاریکی بمانند.
رشته محبتی که بین انسانها ایجاد می شود دو سر دارد ،که می تواند باعث خروج از تاریکی شود .وقتی ریشه محبت خشک شود در تاریکی می مانیم.
در همسفر بودن باید از خود گذشتگی باشد و همسفر باید از بعضی چیزها بگذرد.برای ساختن بنای جدید باید بنای قبلی خراب شود و از دست دادن بنا کار راحتی نیست.تمام کسانی که اینجا هستند راه سختی را رفته اند و سختی زیادی را متحمل شده اند اما این راهِ ادامه دار، محصولش برای همه کسانی که می شناسید خواهد بود.امیدوارم امکان این فراهم شود نیروهایی که اینجا آموزش دیده اند بتوانند آموخته های خود را در اختیار دیگرانی که به آن نیاز دارند قرار دهند.
کار همسفران تمامی ندارد و از آن کارهایی است که بازنشستگی هم ندارد.مشکلات هست ،اماکسانی که این آزمون همسفری را تجربه می کنند حرف زیادی برای گفتن به همنوعان خود دارند.وقتی اندیشه ای صالح می شود محیط اطراف خود را نیز اصلاح می کند و در نتیجه شهرو جامعه هم درست می شود.
موانعی در سفر اول و سفر دوم هست که باعث تزکیه می شود.همه از یک قانون ثابت پیروی می کند. وقتی عیبی را در کسی می بینید وناراحت می شوید یعنی آن حقیقت را خود هم داریم و وقتی کمک می کنیم تا این عیب برطرف شود ،هر چند ممکن است سخت باشد اما در درون خود نیز این عیب را برطرف می کنیم.امید که روز به روز موفق تر باشید و شادی در زندگیتان بیشتر باشد.

سرکار خانم آنی نیز ضمن تبریک این روز به همه مسافران وهمسفران فرمودند:

بی خانمان تنها کسانی نیستند که خانه ندارند بلکه کسانی هستند که احساس زندگی ندارند و مفهوم دوست داشتن را نمی دانند.بقای خانواده در گرو رفتار ماست.به استقامت و صبر و پایداری و استمرار شما در آمدن و تحمل شما ، باید تبریک گفت .در ادامه فرمودند به آنها که رها شده اند این روز را تبریک می گویم و برای آنها که هنوز رها نشده اند آرزو می کنم سر وقت رها شوند.  

در نهایت جناب مهندس دژاکام جلسه را با کلام پر مهرشان آذین بستند و فرمودند:

چقدر خوب است که یاد بگیریم از انسانها تشکر کنیم .باید از زحمات دیگران تشکر کرد. مصرف کننده ها در زمان مصرف یک سری آدمهای مجنون هستند که تحت تاثیر خرابی سیستم شبه افیونی هستند و تخریب زیادی را ایجاد می کنند .
افراد خانواده هر کدام به زبانی صحبت می کردند و به جان هم می افتادند چراکه زبان هم را نمی فهمیدند.کنگره این افراد را به هم وصل کرد و همزبان شدند.
در کنگره به افراد خانواده ای که با یک مصرف کننده زندگی می کنند و از تخریبهای این افراد شکایت دارند می گوییم؛ آنها را رها کنید و در جلسات همسفران شرکت کنید و سازکار و زبان آنها را بیاموزید .
خوشبختانه جلسات همسفران خوب جواب داد و گروه همسفران یکی از بازوهای توانای کنگره 60 هستند و خوب بر کار مسلط شده اند .
حالا که مسافران از خواب سنگینی بیدار شده اند باید سازگار باشند و مثل اژدهای خفته ای نباشند که بعد از بیداری سرکشی  می کند و به قول معروف فیلشان یاد هندوستان نکند و اعضای خانواده را تحت پوشش داشته باشند و به آنها محبت کنند.
باید تلاش کرد تا ارکان خانواده را محکم و استوارنگه داشت.خوشحالم چرا که امروز همسفران بطور قطعی یک بال پرواز شده اند و از تشکیل جلسات همسفران آقا نیز بسیار خوشحالم.
و در پایان از همسفران خود تشکر و قدردانی کرده و فرمودند در برابر همسفرانم سر تسلیم و سپاس فرو می آورم.

در پایان هنگام اهداء ،هدایا از طرف مسافران به همسفران خود،شاهد صحنه هایی پر از شوق که محبت در آن موج می زد بودیم.فنا شدگانی که امروز نه تنها خود که خانواده خود را در کمال عشق و محبت یافته بودند و شاید فریادهایی که روزی لرزه بر اندام خانواده ها می انداخت امروز تبدیل به لبخندهایی شده بود که لرزه بر دل می انداخت.ازدیدن این همه محبت و عشق و زندگی ،کو دلی که نلرزد و کو چشمی که به اشک شوق تر نشود؟؟
روزگارتان همیشه آفتابی و روشن و دلهاتان همیشه مأمن محبت و صفا و پاکی باد.

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش  همه  ایمان شد تا باد چنین بادا!
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>رسیدن به آرامش!!!</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4196</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 13:36:41 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4196</guid>
			<description><![CDATA[درود دوستان
ابتدا خودم رو معرفی میکنم, محمد علی هستم, 18 ساله ساکن تبریز
شاید صحبت ها و خواسته های من ناممکن و خاص به نظر برسه ولی صلاح را بر آن دیدم تا در این باره با اساتید و مشاورین ترک بیماری اعتیاد, درباره ی وضعیت خودم مشورتی داشته باشم.
من تقریبا 5 سال پیش با سیگار آشنا شدم و در همان سالها نیز با مشروبات الکلی; حدودا دو ساله که به طور مداوم سیگار میکشم و همچنین گهگاهی نیز از مشروب استفاده میکنم, خوب با این اوصاف تا 3 4 ماه پیش هیچ مشکلی در امرار معاش نداشتم و بدنسازی میرفتم, نمرات کلاسیم فوق العاده بود ( تعریف از خود نباشد ولی هوش خوبی دارم) و احساس کمبود در زندگی نمیکردم (البته در آن زمان تغییر و تحولات اعتقادی و تغییر بینشم نسبت به ساختار زندگی باعث شد که به اصطلاح از پرستش خدا و ادیانش دست بکشم و به سمت واقع گرایی گرایش پیدا کنم یا به تعبیر بعضی, پوچی مطلق را سرلوحه ی زندگانی خودم قرار بدم)
که یک اتفاق شاید کوچک در امور تحصیلی من باعث شد تا مدرسه ام را عوض کنم و مشکلاتی از قبیل سختی راه, خرابی پی در پی وسیله ام (موتور سیکلت), فشار ناشی از وضع اقتصادی جامعه , سطح تفکر پایین اطرافیان و فرهنگ توخالی افراد جامعه, عدم وجود برخی امکانات و آزادیها در سطح کشور مسبب ورود زندگی من در فاز اولیه ی افسردگی شد.
افسردگی تا جایی پیش رفت که تمامی انرژی, تمرکز و علاقه ی مرا ازم گرفت و باعث شد که به یک مرده ی متحرک تبدیل بشم و هیچ امیدی به ادامه ی زندگی نداشته باشم (شاید من خودم هم  این باور را در وجودم تقویت کردم)
در این حالت تنها دو راه را جلو خودم میدیدم: 1- خودکشی 2- نئشگی
یکی دو سال پیش با ترامادول آشنا شده بودم و بعضا ازش به این منظور به همراه دوستان استفاده میکردم, همین امر باعث شد که به راه دوم گرایش بیشتری پیدا کنم و علارغم قولی که در همان ایام به مادرم داده بودم دوباره پی مصرف این مواد رفتم, بنابراین به داروخانه مراجعه کردم و دو خشاب ترامادول تهیه کردم و روز اول 4 تا کپسول 100 میلیگرم از نوع خارجی خیلی خوب نئشه ام کرد (در صورتی که بعضا مشاهده شده با استفاده ی حتی دو عدد از نوع 50 میلیگرمی, مصرف کننده دچار تشنج شده و با مشکلات عدیدی مواجه شده است که البته باید اقرار کنم بنده از قدرت و سلامت بدنی بالایی بهره میبرم و کنار گذاشتن حداقل مواد مخدر با مصرف کم برام مثل آب خوردن میمونه) روز دوم با مصرف همان مقدار ترامادول هیچ تغییر محسوسی در من صورت نپذیرفت و تنها مقداری خواب آلودگی بهمراه داشت (به دلیل بالا رفتن دوز مواد در بدن) خوب من دیدم که با این اوصاف من حداقل باید روزی یک کپسول به میزان مصرفی روز گذشته اضافه کنم که طبیعتا نه از نظر اقتصادی به صرفه بود و نه از لحاظ بالا رفتن دوز مواد در بدن و مصرف بیشتر و در پی آن اعتیاد!
بنابراین به مدت یک هفته هیچ گونه موادی مصرف نکردم و روز به روز افسرده تر میشدم و دوباره الان حدودا یک هفته است که دارم روزانه 2 تا کپسول ترامادول به همراه یک استامینوفن استفاده میکنم (که البته ترامادول مصرفی کمتر از 0.5% نیز بر روی سیستم عصبی من تاثیری ندارد) و هر آن که بخواهم با اندکی بی قراری و بیتابی یک روزه میتونم کنارش بزارم. حتما میدانید که خاک حاصلخیز در طول هزاران سال در صورت مساعد بودن شرایط میتواند در ناحیه ای انباشه بشه و خاک مساعدی را برای کشاورزی و مصارف دیگر بوجود بیاره! و همچنین بر اثر یک بی اهمیتی ساده و تغییر شرایط جوی و... همان خاک و منطقه ی پربار میتواند در عرض چند روز به بیابانی لم یزرع تبدیل شود.
وضعیت کنونی من هم یه چیزی تو همین مایه هاست و امروز با وجود آگاهی از مضرات و اعتیادآور بودن این مواد ممکن است بصورت آگاهانه ره صد ساله رو چند شبه طی کنم و به موجودی بی مصرف تبدیل بشوم, به طوری که با تحقیق در باره ی حشیش یا ماری جوانا در همین چند روز اخیر به این نتیجه رسیده ام که این ماده نیز میتواند مرحمی بر روی زخمهای من باشد و پس از آن تریاک هم به عنوان یک ماده ی طبیعی بصورت کاملا تفننی میتواند به من کمی آرامش بخشد و مرا آرام کند.
درباره ی خود شناسی و خدا شناسی هم این مراحل را بنده در گذشته طی کرده ام و حقیقت را این گونه یافته ام که درست است که امید به زندگی جاویدان و عدل خدا میتواند مقداری از مشکلات زندگی را بر آدمی هموار سازد و افراد معتقد به روح و دنیای پس از مرگ, امید (گرچه کاذب) به زندگی جاوید در بهشت خدایشان را پس از تحمل این همه دشواری خواهند داشت.
اما من حاضر به زیر پا گذاشتن باورهایی که بر اساس تجربه و تحقیق طی این سالیان بدست آمده, نیستم و مثلا در صورت مراجعه به روانشناس و... دست به تغییر عقاید خود نخواهم زد بنابراین من راهم را یافته ام و گرچه اعتقاد به خدا میتواند زندگی را برای انسان لذت بخش سازد اما من برای خود دلایلی دارم که باورهای تمامی معتقدان به ادیان را به چالش خواهد کشید و دوست ندارم علارغم میل باطنی عقاید منطقی خویش را (به منظور تحمل مشکلات و دردهای زندگی) با باورهای احساسی دیگران عوض نمایم. (مایل به پرداختن به جزئیات دز این زمینه نیستم)
همانطور که گفتم با این حساب باید به دنبال یک مرحمی برای زخمهای این دو روز زندگی باشم و من آن مرحم را در میان مواد مخدری همچون سیگار, ترامادول, حشیش و تریاک یافته ام و اگر به این سو کشیده شوم مطمئنا سرانجامم به اعتیاد و زوال کشیده خواهد شد (ولی من شخصا این را نمیخواهم)
من فقط به دنبال آرامشی هستم (حالا یا با انواع قرصها و یا با بعضی فرآورده های گیاهی) که مشکلات کار و تحصیل و خود زندگی را برایم هموار کند و مقداری به من آرامش بخشد.
من تنها به دنبال آرامش هستم نه اعتیاد
با تشکر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[درود دوستان
ابتدا خودم رو معرفی میکنم, محمد علی هستم, 18 ساله ساکن تبریز
شاید صحبت ها و خواسته های من ناممکن و خاص به نظر برسه ولی صلاح را بر آن دیدم تا در این باره با اساتید و مشاورین ترک بیماری اعتیاد, درباره ی وضعیت خودم مشورتی داشته باشم.
من تقریبا 5 سال پیش با سیگار آشنا شدم و در همان سالها نیز با مشروبات الکلی; حدودا دو ساله که به طور مداوم سیگار میکشم و همچنین گهگاهی نیز از مشروب استفاده میکنم, خوب با این اوصاف تا 3 4 ماه پیش هیچ مشکلی در امرار معاش نداشتم و بدنسازی میرفتم, نمرات کلاسیم فوق العاده بود ( تعریف از خود نباشد ولی هوش خوبی دارم) و احساس کمبود در زندگی نمیکردم (البته در آن زمان تغییر و تحولات اعتقادی و تغییر بینشم نسبت به ساختار زندگی باعث شد که به اصطلاح از پرستش خدا و ادیانش دست بکشم و به سمت واقع گرایی گرایش پیدا کنم یا به تعبیر بعضی, پوچی مطلق را سرلوحه ی زندگانی خودم قرار بدم)
که یک اتفاق شاید کوچک در امور تحصیلی من باعث شد تا مدرسه ام را عوض کنم و مشکلاتی از قبیل سختی راه, خرابی پی در پی وسیله ام (موتور سیکلت), فشار ناشی از وضع اقتصادی جامعه , سطح تفکر پایین اطرافیان و فرهنگ توخالی افراد جامعه, عدم وجود برخی امکانات و آزادیها در سطح کشور مسبب ورود زندگی من در فاز اولیه ی افسردگی شد.
افسردگی تا جایی پیش رفت که تمامی انرژی, تمرکز و علاقه ی مرا ازم گرفت و باعث شد که به یک مرده ی متحرک تبدیل بشم و هیچ امیدی به ادامه ی زندگی نداشته باشم (شاید من خودم هم  این باور را در وجودم تقویت کردم)
در این حالت تنها دو راه را جلو خودم میدیدم: 1- خودکشی 2- نئشگی
یکی دو سال پیش با ترامادول آشنا شده بودم و بعضا ازش به این منظور به همراه دوستان استفاده میکردم, همین امر باعث شد که به راه دوم گرایش بیشتری پیدا کنم و علارغم قولی که در همان ایام به مادرم داده بودم دوباره پی مصرف این مواد رفتم, بنابراین به داروخانه مراجعه کردم و دو خشاب ترامادول تهیه کردم و روز اول 4 تا کپسول 100 میلیگرم از نوع خارجی خیلی خوب نئشه ام کرد (در صورتی که بعضا مشاهده شده با استفاده ی حتی دو عدد از نوع 50 میلیگرمی, مصرف کننده دچار تشنج شده و با مشکلات عدیدی مواجه شده است که البته باید اقرار کنم بنده از قدرت و سلامت بدنی بالایی بهره میبرم و کنار گذاشتن حداقل مواد مخدر با مصرف کم برام مثل آب خوردن میمونه) روز دوم با مصرف همان مقدار ترامادول هیچ تغییر محسوسی در من صورت نپذیرفت و تنها مقداری خواب آلودگی بهمراه داشت (به دلیل بالا رفتن دوز مواد در بدن) خوب من دیدم که با این اوصاف من حداقل باید روزی یک کپسول به میزان مصرفی روز گذشته اضافه کنم که طبیعتا نه از نظر اقتصادی به صرفه بود و نه از لحاظ بالا رفتن دوز مواد در بدن و مصرف بیشتر و در پی آن اعتیاد!
بنابراین به مدت یک هفته هیچ گونه موادی مصرف نکردم و روز به روز افسرده تر میشدم و دوباره الان حدودا یک هفته است که دارم روزانه 2 تا کپسول ترامادول به همراه یک استامینوفن استفاده میکنم (که البته ترامادول مصرفی کمتر از 0.5% نیز بر روی سیستم عصبی من تاثیری ندارد) و هر آن که بخواهم با اندکی بی قراری و بیتابی یک روزه میتونم کنارش بزارم. حتما میدانید که خاک حاصلخیز در طول هزاران سال در صورت مساعد بودن شرایط میتواند در ناحیه ای انباشه بشه و خاک مساعدی را برای کشاورزی و مصارف دیگر بوجود بیاره! و همچنین بر اثر یک بی اهمیتی ساده و تغییر شرایط جوی و... همان خاک و منطقه ی پربار میتواند در عرض چند روز به بیابانی لم یزرع تبدیل شود.
وضعیت کنونی من هم یه چیزی تو همین مایه هاست و امروز با وجود آگاهی از مضرات و اعتیادآور بودن این مواد ممکن است بصورت آگاهانه ره صد ساله رو چند شبه طی کنم و به موجودی بی مصرف تبدیل بشوم, به طوری که با تحقیق در باره ی حشیش یا ماری جوانا در همین چند روز اخیر به این نتیجه رسیده ام که این ماده نیز میتواند مرحمی بر روی زخمهای من باشد و پس از آن تریاک هم به عنوان یک ماده ی طبیعی بصورت کاملا تفننی میتواند به من کمی آرامش بخشد و مرا آرام کند.
درباره ی خود شناسی و خدا شناسی هم این مراحل را بنده در گذشته طی کرده ام و حقیقت را این گونه یافته ام که درست است که امید به زندگی جاویدان و عدل خدا میتواند مقداری از مشکلات زندگی را بر آدمی هموار سازد و افراد معتقد به روح و دنیای پس از مرگ, امید (گرچه کاذب) به زندگی جاوید در بهشت خدایشان را پس از تحمل این همه دشواری خواهند داشت.
اما من حاضر به زیر پا گذاشتن باورهایی که بر اساس تجربه و تحقیق طی این سالیان بدست آمده, نیستم و مثلا در صورت مراجعه به روانشناس و... دست به تغییر عقاید خود نخواهم زد بنابراین من راهم را یافته ام و گرچه اعتقاد به خدا میتواند زندگی را برای انسان لذت بخش سازد اما من برای خود دلایلی دارم که باورهای تمامی معتقدان به ادیان را به چالش خواهد کشید و دوست ندارم علارغم میل باطنی عقاید منطقی خویش را (به منظور تحمل مشکلات و دردهای زندگی) با باورهای احساسی دیگران عوض نمایم. (مایل به پرداختن به جزئیات دز این زمینه نیستم)
همانطور که گفتم با این حساب باید به دنبال یک مرحمی برای زخمهای این دو روز زندگی باشم و من آن مرحم را در میان مواد مخدری همچون سیگار, ترامادول, حشیش و تریاک یافته ام و اگر به این سو کشیده شوم مطمئنا سرانجامم به اعتیاد و زوال کشیده خواهد شد (ولی من شخصا این را نمیخواهم)
من فقط به دنبال آرامشی هستم (حالا یا با انواع قرصها و یا با بعضی فرآورده های گیاهی) که مشکلات کار و تحصیل و خود زندگی را برایم هموار کند و مقداری به من آرامش بخشد.
من تنها به دنبال آرامش هستم نه اعتیاد
با تشکر]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>بازیگر نقش های دیگر</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4195</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 08:03:55 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4195</guid>
			<description><![CDATA[با یاد او که توان نوشتن آغاز شود 

اینجا کنگره 60 مکان بسیار مقدسی است که هر روز دلیل آن بیشتر شناخته می شود ، انسانهایی که هیچ راهی را برای رهایی از اهریمن اعتیاد نیافته بودند امروز با عشق و محبت زندگی خود را ادامه می دهند .
گویی سالها در پی این مکان بودند و آنرا نمی دیدند ، بیشتر صبحت ها در اینجا  آشناست ، از دل آنهاست ، صحنه هایی از شور ، شعف ، اشک هایی که از شادی سرچشمه می گیرد همراه با خلوص نیّت کاملا مشهود است  .
لحظه ای تازه واردی به این مکان پا می گذارد ، او کسی را نمی شناسد اما مسافران این راه  او را خوب می شناسند، هرگز نمی داند به کجا آمده است و شاید مدت ها طول بکشد که آنرا حس کند .
به هیچ چیز  اعتماد ندارد ، دوست دارد سریع تر به پاکی برسد و خلاص شود و بار دیگر  می خواهد سریع رفتن  را در امور کار خود قرار دهد ، اما  به او توصیه می شود که تفکرات او در 11 ماه دیگر به نتیجه می رسد .  
در آن گوشه همسفری دیده می شود که اشک از چشمانش جاریست و با شک و تردید نظاره گر وقایع پیرامون خود است و به این می اندیشد که آیا روزی هم مسافر من به این نقطه می رسد ؟ آیا رها می شود ، دوست دارد زندگی خود را تغییر دهد ؟
در لحظه لحظه های زندگی نظاره گر صحنه هایی بوده که  چیزی جز خطر سقوط ، نفرت ، کینه ، کنایه ، ترس و... ) را برای او نمایان نساخته  و این نتیجه  بیراهه رفتن  و گم کردن راه است ، با این حال  در دل او می توان محبت و بخشندگی  را مشاهده کرد   ندایی در وجود او ست که می گوید هنوز هم  راه نجاتی  هست و به همین انگیزه این بار با تمام وجود آماده می شود که سفری را آغاز کند که پایانی بسیار دل انگیز دارد  .

در جایی دیگر مسافری رها شده و پس از گذشتن از  زیبایی ها و سختی های سفر که همراه با آزمایشاتی بسیار دقیق وحساب شده ، به سفر دوم قدم می گذارد .  در چهره او می توان  تغییرات را کاملا مشاهده کرد ، نیاز به بیان و موشکافی بیشتر ندارد .

انسان هایی که روزی  سکون ، تنها یار آنها بود، اکنون به فعالیت های ورزشی می پردازند که لازمه آن ، دقت بسیار بالا ، قدرت بدنی مناسب و همچنین روانی آرام است ،
 کمانداران را می بینید،  با رها کردن هر تیر می خواهند بگویند هدف آنها امروز جنگ نیست ، انتقام جویی نیست ، قدرت نیست ،  بلکه تنها پیام رهایی انسانهاست . 



جایی دیگر مسافران و همسفران به پاس قدردانی از خالق شکرگزاری می کنند و با هم همنوا می شوند   
خداوندا دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصنده های آسمانیست و روح نا آرام ما خواستار رهایی 
نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق است ...

آری اینها فقط گوشه هایی کوچک از این  وقایع بود ، شما هم می توانید بازیگر نقش های  دیگر باشید ، همین امروز آنرا  شروع کنید .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با یاد او که توان نوشتن آغاز شود 

اینجا کنگره 60 مکان بسیار مقدسی است که هر روز دلیل آن بیشتر شناخته می شود ، انسانهایی که هیچ راهی را برای رهایی از اهریمن اعتیاد نیافته بودند امروز با عشق و محبت زندگی خود را ادامه می دهند .
گویی سالها در پی این مکان بودند و آنرا نمی دیدند ، بیشتر صبحت ها در اینجا  آشناست ، از دل آنهاست ، صحنه هایی از شور ، شعف ، اشک هایی که از شادی سرچشمه می گیرد همراه با خلوص نیّت کاملا مشهود است  .
لحظه ای تازه واردی به این مکان پا می گذارد ، او کسی را نمی شناسد اما مسافران این راه  او را خوب می شناسند، هرگز نمی داند به کجا آمده است و شاید مدت ها طول بکشد که آنرا حس کند .
به هیچ چیز  اعتماد ندارد ، دوست دارد سریع تر به پاکی برسد و خلاص شود و بار دیگر  می خواهد سریع رفتن  را در امور کار خود قرار دهد ، اما  به او توصیه می شود که تفکرات او در 11 ماه دیگر به نتیجه می رسد .  
در آن گوشه همسفری دیده می شود که اشک از چشمانش جاریست و با شک و تردید نظاره گر وقایع پیرامون خود است و به این می اندیشد که آیا روزی هم مسافر من به این نقطه می رسد ؟ آیا رها می شود ، دوست دارد زندگی خود را تغییر دهد ؟
در لحظه لحظه های زندگی نظاره گر صحنه هایی بوده که  چیزی جز خطر سقوط ، نفرت ، کینه ، کنایه ، ترس و... ) را برای او نمایان نساخته  و این نتیجه  بیراهه رفتن  و گم کردن راه است ، با این حال  در دل او می توان محبت و بخشندگی  را مشاهده کرد   ندایی در وجود او ست که می گوید هنوز هم  راه نجاتی  هست و به همین انگیزه این بار با تمام وجود آماده می شود که سفری را آغاز کند که پایانی بسیار دل انگیز دارد  .

در جایی دیگر مسافری رها شده و پس از گذشتن از  زیبایی ها و سختی های سفر که همراه با آزمایشاتی بسیار دقیق وحساب شده ، به سفر دوم قدم می گذارد .  در چهره او می توان  تغییرات را کاملا مشاهده کرد ، نیاز به بیان و موشکافی بیشتر ندارد .

انسان هایی که روزی  سکون ، تنها یار آنها بود، اکنون به فعالیت های ورزشی می پردازند که لازمه آن ، دقت بسیار بالا ، قدرت بدنی مناسب و همچنین روانی آرام است ،
 کمانداران را می بینید،  با رها کردن هر تیر می خواهند بگویند هدف آنها امروز جنگ نیست ، انتقام جویی نیست ، قدرت نیست ،  بلکه تنها پیام رهایی انسانهاست . 



جایی دیگر مسافران و همسفران به پاس قدردانی از خالق شکرگزاری می کنند و با هم همنوا می شوند   
خداوندا دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصنده های آسمانیست و روح نا آرام ما خواستار رهایی 
نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق است ...

آری اینها فقط گوشه هایی کوچک از این  وقایع بود ، شما هم می توانید بازیگر نقش های  دیگر باشید ، همین امروز آنرا  شروع کنید .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>یک تجربه سخت ولی آموزنده</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4194</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 06:14:34 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4194</guid>
			<description><![CDATA[شماره : #1
یک تجربه سخت ولی آموزنده

سلام به همۀ دوستان خوبم امید وارم هر جا که هستید حال خوب و خوشی داشته باشید .
همین طور که قبلا گفتم 2/5 ماهی میشه دارم دوران درمانم را طی میکنم که در حال حاظر میزان مصرف من 300 میلی گرم( شیره خوراکی ) : ( 2 وعده در روز : 9 صبح 150 میلی گرم و 7 بعد از ظهر 150 میلی گرم ) در روز هست و خیلی راحتم و هیچ مشکلی تا حالا شکر خدا با کم شدن تدریجی موادم نداشتم و ندارم .
چند روز پیش یه اتفاقی برام افتاد که برای خودم یک تجربه جدید بود و واقعا من به ابن نتیجه رسیدم که بدنم شروع به بازسازی کرده و واقعا امیدم به ادامه درمان 100 برابر بیشتر شد ...
موضوع از این قرار بود که من به همراه خانواده برای یک روز تصمیم گرفتیم به مشهد بریم من مثل همیشه مقدار مصرفم را برای 6 روز اندازه گیری کرده بودم و مصرف 2 روزم را داخل 1 پلاستیک پیچیده بودم که اگه شما پرانتز ها را یک پلاستیک فرض کنید اینطوری میشه ( 0 0 0 0 ) ما ساعت 18 راه افتادیم و همون طوری که با لا گفتم وعده مصرف بعد از ظهر من ساعت 19 هست و چون هیچ کس از اعضای خوانواده ما از مصرف کننده بودن من با خبر نیست من راس ساعت 19 برای مصرف موادم به بهانه آب خوردن ، ماشین را نگه داشتم و به سمت دستشویی رفتم و شروع به باز کردن پلاستیک کردم که سریعا وعده عصرم را مصرف کنم و خیلی سریع این کار را انجام دادم و شروع به حرکت کردیم که تقریبا نزدیکای مشهد بودیم که احساس کردم یک جورایی خیلی مواد منوگرفته و سرخوشی خیلی شدید دارم تا اینکه به مشهد رسیدیم و مستقر شدیم و کم کم سرم شروع به درد کردن گرفت که 1 ساعت اول زیاد دردش شدید نبود ولی خب اوضاع همین طور ادامه پیدا نکرد و مدام سر دردم شدید و شدید تر شد و علاوه بر سردرد حالت تهوع هم بهش اضافه شد ( لازمه بدونید شدیدترین سردرد عمرم بود ) و تا ساعت 4 صبح ادامه پیدا کرد فشار داخل جم جمم بالا رفته بود که با یک آمپول دگزامتازون وضعیتم بهتر شد و برگشتیم شهرمون ...

خلاصه ماجرا ، من اون شب نفهمیدم به چه دلیلی حالم بد شد و فردا صبح که میخواستم وعدۀ ساعت 9 صبح رو مصرف کنم فهمیدم که همون طوری که در بالا گفتم چون من چهار وعده 150 میلی گرمی( برای 2 روز ) را داخل 1پلاستیک پیچیده بودم ولی با فاصله اینجوری ( 0 0 0 0 ) ، که از شانس من دوتا از 150 میلی گرمی با هم یکی شده بودن یعنی 300 میلی گرم و من به خاطر سهل انگاری خودم و عجله ای که داشتم اصلا متوجه نشده بودم و بجای مصرف 150 میلی گرم 300 میلی گرم مصرف کرده بودم ...
اون شب که به هر مکافاتی بود تموم شد و بعدا که دلیلش را متوجه شدم خیلی امیدوار شدم چون من قبل از شروع درمانم حتی شده بود 2 گرم در روز هم مصرف میکردم ولی اصلا حالم بد نمیشد ولی حالا با 300 میلی گرم همچین حالی پیدا کردم برای خود من با وجود سختی اون شب واقعا تجربه شیرینی بود ...

امیدوارم برای شما هم جالب بوده باشه چون برای خودم که خیلی تجربه جالبی بود .
موفق باشید
یا حق .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شماره : #1
یک تجربه سخت ولی آموزنده

سلام به همۀ دوستان خوبم امید وارم هر جا که هستید حال خوب و خوشی داشته باشید .
همین طور که قبلا گفتم 2/5 ماهی میشه دارم دوران درمانم را طی میکنم که در حال حاظر میزان مصرف من 300 میلی گرم( شیره خوراکی ) : ( 2 وعده در روز : 9 صبح 150 میلی گرم و 7 بعد از ظهر 150 میلی گرم ) در روز هست و خیلی راحتم و هیچ مشکلی تا حالا شکر خدا با کم شدن تدریجی موادم نداشتم و ندارم .
چند روز پیش یه اتفاقی برام افتاد که برای خودم یک تجربه جدید بود و واقعا من به ابن نتیجه رسیدم که بدنم شروع به بازسازی کرده و واقعا امیدم به ادامه درمان 100 برابر بیشتر شد ...
موضوع از این قرار بود که من به همراه خانواده برای یک روز تصمیم گرفتیم به مشهد بریم من مثل همیشه مقدار مصرفم را برای 6 روز اندازه گیری کرده بودم و مصرف 2 روزم را داخل 1 پلاستیک پیچیده بودم که اگه شما پرانتز ها را یک پلاستیک فرض کنید اینطوری میشه ( 0 0 0 0 ) ما ساعت 18 راه افتادیم و همون طوری که با لا گفتم وعده مصرف بعد از ظهر من ساعت 19 هست و چون هیچ کس از اعضای خوانواده ما از مصرف کننده بودن من با خبر نیست من راس ساعت 19 برای مصرف موادم به بهانه آب خوردن ، ماشین را نگه داشتم و به سمت دستشویی رفتم و شروع به باز کردن پلاستیک کردم که سریعا وعده عصرم را مصرف کنم و خیلی سریع این کار را انجام دادم و شروع به حرکت کردیم که تقریبا نزدیکای مشهد بودیم که احساس کردم یک جورایی خیلی مواد منوگرفته و سرخوشی خیلی شدید دارم تا اینکه به مشهد رسیدیم و مستقر شدیم و کم کم سرم شروع به درد کردن گرفت که 1 ساعت اول زیاد دردش شدید نبود ولی خب اوضاع همین طور ادامه پیدا نکرد و مدام سر دردم شدید و شدید تر شد و علاوه بر سردرد حالت تهوع هم بهش اضافه شد ( لازمه بدونید شدیدترین سردرد عمرم بود ) و تا ساعت 4 صبح ادامه پیدا کرد فشار داخل جم جمم بالا رفته بود که با یک آمپول دگزامتازون وضعیتم بهتر شد و برگشتیم شهرمون ...

خلاصه ماجرا ، من اون شب نفهمیدم به چه دلیلی حالم بد شد و فردا صبح که میخواستم وعدۀ ساعت 9 صبح رو مصرف کنم فهمیدم که همون طوری که در بالا گفتم چون من چهار وعده 150 میلی گرمی( برای 2 روز ) را داخل 1پلاستیک پیچیده بودم ولی با فاصله اینجوری ( 0 0 0 0 ) ، که از شانس من دوتا از 150 میلی گرمی با هم یکی شده بودن یعنی 300 میلی گرم و من به خاطر سهل انگاری خودم و عجله ای که داشتم اصلا متوجه نشده بودم و بجای مصرف 150 میلی گرم 300 میلی گرم مصرف کرده بودم ...
اون شب که به هر مکافاتی بود تموم شد و بعدا که دلیلش را متوجه شدم خیلی امیدوار شدم چون من قبل از شروع درمانم حتی شده بود 2 گرم در روز هم مصرف میکردم ولی اصلا حالم بد نمیشد ولی حالا با 300 میلی گرم همچین حالی پیدا کردم برای خود من با وجود سختی اون شب واقعا تجربه شیرینی بود ...

امیدوارم برای شما هم جالب بوده باشه چون برای خودم که خیلی تجربه جالبی بود .
موفق باشید
یا حق .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>فيلم وكتاب</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4190</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 10:20:57 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4190</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان گرامي ام 
خواهشمندم دراين پست به معرفي فيلمها وكتابهائي كه ديده وياخوانده ايد
وفكرميكنيد كه ديدن وخواندن آنها براي ديگر اعضاء مفيد وآموزنده وحتي 
سرگرم كننده ميباشند بپردازيد.ويا درمورد فيلم وكتابهائي كه دوستان معرفي ميكنند نظروديدگاه خود رابيان فرمائيدو...
ضمن سپاس وتشكرازهمراهيتان كتابي رامعرفي ميكنم تحت عنوان:
لطفا گوسفند نباشيد
موضوع كتاب :خودشناسي
به اهتمام :محمود نامني
اتشارات :نامن
چاپ اول :بهار84
چاپ بيست وهفتم:پائيز88
متني ازكتاب:كاش دانسته بودم چگونه زندگي كنم يا كسي رايافته بودم 
كه روش زندگي را به من تعليم دهد.(تئودور پاركر)
شعري ازكتاب:سلامم به گرماي دستت اي دوست 
                   دلم لحظه اي بادلت روبروست
                   بگو عاشقي تا سلامت كنم
                   تمام دلم را به نامت كنم 
شعرازشهين محمدي]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان گرامي ام 
خواهشمندم دراين پست به معرفي فيلمها وكتابهائي كه ديده وياخوانده ايد
وفكرميكنيد كه ديدن وخواندن آنها براي ديگر اعضاء مفيد وآموزنده وحتي 
سرگرم كننده ميباشند بپردازيد.ويا درمورد فيلم وكتابهائي كه دوستان معرفي ميكنند نظروديدگاه خود رابيان فرمائيدو...
ضمن سپاس وتشكرازهمراهيتان كتابي رامعرفي ميكنم تحت عنوان:
لطفا گوسفند نباشيد
موضوع كتاب :خودشناسي
به اهتمام :محمود نامني
اتشارات :نامن
چاپ اول :بهار84
چاپ بيست وهفتم:پائيز88
متني ازكتاب:كاش دانسته بودم چگونه زندگي كنم يا كسي رايافته بودم 
كه روش زندگي را به من تعليم دهد.(تئودور پاركر)
شعري ازكتاب:سلامم به گرماي دستت اي دوست 
                   دلم لحظه اي بادلت روبروست
                   بگو عاشقي تا سلامت كنم
                   تمام دلم را به نامت كنم 
شعرازشهين محمدي]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>ناهيد</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4109</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 09:40:50 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4109</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان ناهید هستم همسفر مهدی(همسر) و مهرداد(فرزند)

همسرم بيست سال تخريب ترياك داشتند.
با روش درمان تدريجي بيست ماه سفرش بطول انجاميد. امروز 3 سال و2ماه است كه آزاد ورها شده اند .
فرزندم هم مصرف ترياك داشتند. باصلاحديد راهنمايش سفر مجددش را به اتمام رساند .7ماه سفرش طول كشيد.امروز 2 ماه  كه آزاد ورها شده است.
اكنون يك راهنما هستم خوشحالم كه بتوانم به افراد در مانده ونااميد كمك وياري داشته باشم .
راهنمايان :سركار خانم صداقت.
وآقايان :جناب آقاي مهندس دژاكام وآقاي حميد عباسي.

موفق و شادكام باشيد.
 فردا هم باشد هنوز دير نيست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان ناهید هستم همسفر مهدی(همسر) و مهرداد(فرزند)

همسرم بيست سال تخريب ترياك داشتند.
با روش درمان تدريجي بيست ماه سفرش بطول انجاميد. امروز 3 سال و2ماه است كه آزاد ورها شده اند .
فرزندم هم مصرف ترياك داشتند. باصلاحديد راهنمايش سفر مجددش را به اتمام رساند .7ماه سفرش طول كشيد.امروز 2 ماه  كه آزاد ورها شده است.
اكنون يك راهنما هستم خوشحالم كه بتوانم به افراد در مانده ونااميد كمك وياري داشته باشم .
راهنمايان :سركار خانم صداقت.
وآقايان :جناب آقاي مهندس دژاكام وآقاي حميد عباسي.

موفق و شادكام باشيد.
 فردا هم باشد هنوز دير نيست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>از روزنه زیبایی</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4188</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 05:38:02 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4188</guid>
			<description><![CDATA[انسان خلاق کسی است که از دوست نداشتنی ها چیزی دوست داشتنی خلق کند یعنی آنکه بتواند از غم و اندوه /هیجان، از تاریکی/ روشنایی، از چیزهای بد/ خوبی بسازد.
شما چطور/ آیا شما از ملال/هیجان و از تاریکی/ روشنایی و زیبایی ساخته اید؟ آیا سعی کرده اید این طور باشید؟ نمی خواهید امتحان کنید؟
باید جالب باشد! چه خوب است عینک بد بینی را ازچشم برداشته و با نگاهی امیدوار به اطراف بنگریم و ببینیم در دنیای اطراف ما چیز زیبا و دل نشین کم نیست....
آیا همین محبت ما به اطرافیان و ابراز عشق به هرچیز و هر کس از اعضای خانواده گرفته تا دوستان و اشنایان، شیرین نیست؟ حتی وقتی نگاهی به گل بیندازیم، حس می کنیم در آن لحظه با خود گل یکی شده ایم. چطور میشود بعضی ها زیبایی های زندگی را نادیده میگیرند وطراوت و زیبایی آن را کمرنگ دیده و گاهی اصلا نمی بینند؟!
آیا تا کنون به چیزهایی که داشته ایم اندیشیده ایم؟ ما موقعیت هایی داریم که شاید خیلی ها در حسرت داشتن گوشه ای از آن زندگی را سپری می کنند.

ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون عاشقانه ما را خلق کرده و بهترین نعمت ها را در اختیار ما قرار داده و به ما آزادی و اختیار داده تا خوب باشیم و مسیری را طی کنیم که جز خوبی و مهربانی در حاشیه آن دیده نشود و یا این که خود را در راهی قرار دهیم که بدی ها جای خوبی ها را بگیرد. ما در کدام مسیر قرار داریم؟ آیا در مقابل این الطافی که نسبت به ما روا داشته شده شاکر هستیم؟
 
ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون می توانیم چیزهای زیبایی که خداوند خلق کرده و در اطراف ما قرار دارد ببینیم اما هستند کسانی که از دیدن این زیبایی ها محروم هستند.

ما باید خدا را شاکر باشیم، چون می توانیم آزاد فکر کرده و بیندیشیم در  ما باید شاکر خدا باشیم ،چون قلبی رئوف و مهربان داریم در حالی که انسانهایی هستند که قلبشان از جنس سنگ است.

 ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون با دیدن بدی ها و غم های دیگران غمگین شده و با دیدن خوبی ها و شادی دیگران شاد می شویم. در حالی که افرادی هستند که دلشان به شادی دیگران شاد نمی شود و بدیها ناراحتشان نمی کند.

ما باید شاکر خداباشیم، چون از توانایی هایمان استفاده کرده و کار و تلاش می کنیم در حالی که برخی از افراد خود را وابسته و محتاج دیگران می کنند و تواناییشان را نا دیده می گیرند.

ما باید شاکر خدا باشیم،چرا که نگاهی زیبا و دلنشین به ما داده در صورتی که بعضی چشمشان را به روی قشنگی های زندگی بسته اند.

ما باید شاکر خدا باشیم............

آیا ما این چنین هستیم؟ کمی فکر کنیم. حتما به نتایج مثبت دست می یابیم..]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[انسان خلاق کسی است که از دوست نداشتنی ها چیزی دوست داشتنی خلق کند یعنی آنکه بتواند از غم و اندوه /هیجان، از تاریکی/ روشنایی، از چیزهای بد/ خوبی بسازد.
شما چطور/ آیا شما از ملال/هیجان و از تاریکی/ روشنایی و زیبایی ساخته اید؟ آیا سعی کرده اید این طور باشید؟ نمی خواهید امتحان کنید؟
باید جالب باشد! چه خوب است عینک بد بینی را ازچشم برداشته و با نگاهی امیدوار به اطراف بنگریم و ببینیم در دنیای اطراف ما چیز زیبا و دل نشین کم نیست....
آیا همین محبت ما به اطرافیان و ابراز عشق به هرچیز و هر کس از اعضای خانواده گرفته تا دوستان و اشنایان، شیرین نیست؟ حتی وقتی نگاهی به گل بیندازیم، حس می کنیم در آن لحظه با خود گل یکی شده ایم. چطور میشود بعضی ها زیبایی های زندگی را نادیده میگیرند وطراوت و زیبایی آن را کمرنگ دیده و گاهی اصلا نمی بینند؟!
آیا تا کنون به چیزهایی که داشته ایم اندیشیده ایم؟ ما موقعیت هایی داریم که شاید خیلی ها در حسرت داشتن گوشه ای از آن زندگی را سپری می کنند.

ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون عاشقانه ما را خلق کرده و بهترین نعمت ها را در اختیار ما قرار داده و به ما آزادی و اختیار داده تا خوب باشیم و مسیری را طی کنیم که جز خوبی و مهربانی در حاشیه آن دیده نشود و یا این که خود را در راهی قرار دهیم که بدی ها جای خوبی ها را بگیرد. ما در کدام مسیر قرار داریم؟ آیا در مقابل این الطافی که نسبت به ما روا داشته شده شاکر هستیم؟
 
ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون می توانیم چیزهای زیبایی که خداوند خلق کرده و در اطراف ما قرار دارد ببینیم اما هستند کسانی که از دیدن این زیبایی ها محروم هستند.

ما باید خدا را شاکر باشیم، چون می توانیم آزاد فکر کرده و بیندیشیم در  ما باید شاکر خدا باشیم ،چون قلبی رئوف و مهربان داریم در حالی که انسانهایی هستند که قلبشان از جنس سنگ است.

 ما باید خدا را شاکر باشیم ،چون با دیدن بدی ها و غم های دیگران غمگین شده و با دیدن خوبی ها و شادی دیگران شاد می شویم. در حالی که افرادی هستند که دلشان به شادی دیگران شاد نمی شود و بدیها ناراحتشان نمی کند.

ما باید شاکر خداباشیم، چون از توانایی هایمان استفاده کرده و کار و تلاش می کنیم در حالی که برخی از افراد خود را وابسته و محتاج دیگران می کنند و تواناییشان را نا دیده می گیرند.

ما باید شاکر خدا باشیم،چرا که نگاهی زیبا و دلنشین به ما داده در صورتی که بعضی چشمشان را به روی قشنگی های زندگی بسته اند.

ما باید شاکر خدا باشیم............

آیا ما این چنین هستیم؟ کمی فکر کنیم. حتما به نتایج مثبت دست می یابیم..]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>اوا</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4187</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 04:26:19 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4187</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان:
کمک راهنمای خانواده هستم.مصرف مسافر من تریاک ،حشیش،هروئین بوده الان به لطف خدا و تدبیر و یاری کنگره60 هفت سال و یک ماه است که آزاد و رهاست.
امیدوارم بتونم به دوستانی که در زمینه اعتیاد مشکلی دارند کمک کنم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان:
کمک راهنمای خانواده هستم.مصرف مسافر من تریاک ،حشیش،هروئین بوده الان به لطف خدا و تدبیر و یاری کنگره60 هفت سال و یک ماه است که آزاد و رهاست.
امیدوارم بتونم به دوستانی که در زمینه اعتیاد مشکلی دارند کمک کنم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title>پنجره</title>
			<link>http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4186</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 02:06:52 -0600</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=4186</guid>
			<description><![CDATA[در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند
يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشيند ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. 
آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي‏نشست و تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد...
پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت...
مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند...
درختان کهن، به منظره بيرون، زيبيايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد...
همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزبيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش چشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت...
روزها و هفته‏ها سپري شد...
تا اينکه روزي مرد کنار پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان جسد او را از اتاق بيرون بردند.
مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند
پرستار اين کار را با رضايت انجام داد..
مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد..
بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد!
مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است...
" پرستار پاسخ داد:  ولي آن مرد کاملا نابينا بود!!!"

حق یارتان.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند
يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشيند ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. 
آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي‏نشست و تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد...
پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت...
مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند...
درختان کهن، به منظره بيرون، زيبيايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد...
همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزبيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش چشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت...
روزها و هفته‏ها سپري شد...
تا اينکه روزي مرد کنار پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان جسد او را از اتاق بيرون بردند.
مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند
پرستار اين کار را با رضايت انجام داد..
مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد..
بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد!
مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است...
" پرستار پاسخ داد:  ولي آن مرد کاملا نابينا بود!!!"

حق یارتان.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>