آخرین ارسال ها

[-]
پيـام: -
در حال لود ...

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
1 رای - 5 میانگین   براي تو مينويسم
نویسنده متن پیام
niki
Senior Member
****


ارسال ها: 302
گروه کاربری: Registered
ثبت نام: سه شنبه 15 مرداد 1387
وضعیت: Offline
اعتبار: 0
شماره : #1
براي تو مينويسم

براي تو مينويسم براي تويي كه در بهار زندگي خود رابه ضيافت خزان زده و شوم شياطين دعوت كرده اي !! براي تو كه در سرسبزترين فصل زندگي خود را به دست طوفان ويرانگر اعتياد سپرده اي ..!!
آري براي تو مينويسم تويي كه يكشبه راه صد ساله اعتياد را پيموده اي و در هجده سالگي بدون مقدمه با پايپ و شيشه آشنا شده اي !! نفرين خدا بر سازندگان و فروشندگان اين متاع شيطاني ، بشكند دست عفريت گونه آنان كه بوي خون و عطر جنون را ميهمان شوم خانواده ها ساخته اند ...!!
آري براي تو مينويسم و براي هزاران چون تويي كه نادانسته تيشه بر ريشه فردا و فرداهايتان ميزنيد !
ميخواهم بدانم ، بهانه ات براي در آغوش گرفتن ابليس چه بود ؟ كمبود معنويت و ايمان؟ فرار از حقايق تلخ زندگي به ويژه بيماري سخت مادر ؟ كنجكاوي ؟ احساس تافته جدا بافته بودن ، ميل به كسب لذت از طريق مواد ؟ عدم اعتماد به نفس ؟ كمبودهاي مالي ؟ شكست عاطفي ؟ كم نياوردن پيش رفقاي ناباب ؟ زندگي در محله اي اشنا با فرهنگ اعتياد ؟ تجربه كردن نهي شده ها ؟ يا........
پسرم ، شايد تو درست ميگويي ما مادران شما را نمي فهميم ، دريچه نگاه ما رو به چشم انداز ديگري دارد، فاصله ما با شما فاصله هميشه موجود بين نسلهاست ،اما چشم به روي حقيقت باز كردن ربطي به فاصله ها وبه زمان و مكان ندارد زيرا حقيقت هميشه بوده وهست و خواهد بود و قصه رانده شدن ادم از بهشت هم يكي از آن حقيقت هاست وتو خود بهتر از من چگونگي قصه رانده شدن آدمي از بهشت را ميداني!
روزي كه آدم و حوا به وسوسه ابليس از درخت ممنوعه سيب چيدند ، شايد باور نميكردند كه مجازات اين سرپيچي تبعيد آنان به زمين پر از ظلم وفساد باشد..! زميني پر از خير و شر، آكنده از گناه و صواب ، زميني پراز تاريكي شبهاي ظلماني جهل و زميني پر از روشنايي انوار تابنده دانايي واينگونه در كتاب زندگي، قصه نبرد آدمي و شيطان آغاز شد!! نبرد بين كفر و ايمان ، نبرد بين خوبي و بدي ، نبرد بين تاريكي و روشنايي ...
و در صحنه زندگي ، نمايش نامه وسوسه به كارگرداني شيطان و با هنرنمايي انسان از آن روزگاران تا به امروز و تا به فردا و همه فرداها ماندگار شد .
واما خدا ، او مهربانتر ازآن بود كه انسان را با شيطان در زمين تنها گذارد ..! خداوند به انسان نه تنها قدرت انتخاب داد بلكه گوهر عقل و روشنايي دل و هزاران پيامبر راهنما را نيز دراختيارش گذارد تا بتواند با مدد جستن از آنها به اصل خويش باز گردد و بداند كه پاداش انتخابهاي درست او يافتن جاده ايست كه او را به موطن حقيقيش به بهشت خدايي باز ميگرداند..
و اين را بدان كه مرگ فروشان ابليس صفت اين شياطين آدم نما با معتاد كردن تو و ديگر جوانان ديارم به مخدري چون شيشه ميخواهند كه شما گوهر گرانبهاي عقل را از كف داده و در دوزخ توهمات افيوني خويش يار هميشگي ذلت و همنشين با آتش درد چنان بيخبر ازخداوند وخود باقي بمانيد كه هيچگاه جاده رسيدن به بهشت را نيابيد ، ميخواهند تا شما چون قابيل ،اولاد نا خلف آدم وحوا ، هميشه عاق والدين و دور از رحمت دوست باشيد تا در جهنمي كه كيفر دنيا پرستيشان است تنها نمانند....
به آه سينه سوز همه مادران آشنا با اين درد سوگند كه در ليالي قدر امسال به گاه بارش باران انا انزلنا بر صورت خاكي زمين ، سياه نامه اي چو من ، بيش از هرچيزي براي شفاي تو وهمه مبتلايان به درد اعتياد دعا كرد، دعايي از سر صدق و دلشكستگي ، براي تو و براي همه جوانان سرزمينم براي همه پسرانم براي همه برادرانم ........
ميدانم كه مادرت از راز سياه اعتياد تو بيخبر است !! در دنياي پر از سادگي او جايگاه تو فراتر از اعتماد و باور است !! فقط به من بگو به مادر توو ديگر مادران ساده دل و مهربان اين ديار چگونه بايد گفت كه فرزندانشان با شيطان دست دوستي داده اند ؟ چگونه ميتوان به آنان گفت كه از اين پس انان نيز بايد هم آواز با خيل بيشمار مادراني شوند كه ترانه غمگين اعتياد را ميخوانند ؟ به راستي چگونه ؟
خداكند زود به خود آيي ، خدا كند زود به خود ايي ..............

سه شنبه 24 شهريور 1388 19:13 بعدازظهر
یافتن تمام ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : همایون (سه شنبه 24 شهريور 1388 19:21 بعدازظهر), یس (سه شنبه 24 شهريور 1388 19:28 بعدازظهر), mahmoud2 (چهارشنبه 25 شهريور 1388 03:36 قبل‏ازظهر), zohreh (چهارشنبه 25 شهريور 1388 03:59 قبل‏ازظهر), وفا59 (چهارشنبه 25 شهريور 1388 05:26 قبل‏ازظهر), نیاز (چهارشنبه 25 شهريور 1388 05:52 قبل‏ازظهر), جمال (چهارشنبه 25 شهريور 1388 17:23 بعدازظهر), هدهد (جمعه 27 شهريور 1388 04:45 قبل‏ازظهر), mohamad@21 (جمعه 27 شهريور 1388 12:08 بعدازظهر), babak (شنبه 4 مهر 1388 14:27 بعدازظهر), نیایش (جمعه 29 آبان 1388 11:31 قبل‏ازظهر)
سارا82
Junior Member
**


ارسال ها: 10
گروه کاربری: Registered
ثبت نام: سه شنبه 24 شهريور 1388
وضعیت: Offline
اعتبار: 0
شماره : #2
RE: براي تو مينويسم

داغ دلم تازه شد ............ واقعا چرا
ندانسته خودت را گرفتار کردی .... و خودخواهانه همسر و فرزندت را ....... کاش .....

پنجشنبه 26 شهريور 1388 16:10 بعدازظهر
یافتن تمام ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیایش (جمعه 29 آبان 1388 11:31 قبل‏ازظهر)
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

نمایش نسخه قابل چاپ
ارسال مطلب به یک دوست
اشتراک در این موضوع | افزودن موضوع به لیست موضوعات مورد علاقه

پرش به انجمن: